فوتبال یک ورزش گروهی است که در آن افراد به اوج شهرت و محبوبیت...
فوتبال یک ورزش گروهی است که در آن افراد به اوج شهرت و محبوبیت میرسند. گلزنان به خاطر تکمیل زحمات دیگران و به ثمر رساندن تلاشهای تیم درون و بیرون زمین، از دستمزد بیشتر و محبوبیت فراوانتری برخوردارند و هر کسی در شروع فوتبال دوست دارد مهاجم و گلزن باشد. خیلی از تیمهای ملی یا باشگاهی را به نام گلزنان بزرگ میشناسند، یا حداقل دوران بزرگی و درخشش یک باشگاه مدیون و مرهون ظهور یک گلزن بزرگ است. اما فوتبال بازی گروهی است و ی نفر نمی تواند جور همه را بکشد! می بینید که این پارادوکس جذاب، مثل قصه مرغ و تخم مرغ پایانی ندارد! اما در طول تاریخ جام جهانی کمتر شاهد هم عصری دو یا چند گلزن بزرگ در رقابت با یکدیگر بودهایم. چیزی که وجه تمایز رقابتهای باشگاهی -به خصوص در اروپا- با رقابتهای ملی در ادوار جام جهانی بوده است. اینکه همزمان، دو یا چند تیم با داشتن یک ماشین گلزنی، مدعی قهرمانی جام جهانی باشند. اگر به تاریخچه جام جهانی نگاه کنیم، امثال پله یا مارادونا هم عصری معادل خود در سایر تیمهای ملی نداشتند که فوتبال، سیراب از لذت تماشای رقابت آنها باشد. افسانههای بزرگی که یک تنه نتایج مسابقات را به نفع تیم خود عوض کنند، کم نبودند اما نسل فوتبال دوستان این دو دهه خوشبخت بودند که با تماشای رقابت مسی و رونالدو در عرصه ملی کنار باشگاهی برای اولین بار این اتفاق را به چشم دیدند. برای دههها نقش فردی بازیکنان و به خصوص گلزنان بزرگ در موفقیت تیمها کمرنگ بود. با وجود رکوردهای فراوان گلزنی آده میر، دی استفانو، پوشکاش یا ژوست فونتن تا پایان دهه ۵۰ میلادی، تیمهای ملی آنها با این گلها هرگز به جام جهانی نرسیدند. پله با گلهایش و با تاثیرش در دهه ۶۰ سه بار برزیل را به جام رساند اما خودش هرگز آقای گل نشد. اوزبیو در ۱۹۶۶ یا گرد مولر در ۱۹۷۰ رکوردهای آقای گلی را شکستند اما تیمشان قهرمان نشد. مثل کرویف و لاتو در دهه ۷۰ و دوباره در دهه ۸۰، وقتی مارادونا تیمش را قهرمان کرد، خودش آقای گل نشد! این چرخه تضاد بین قهرمانی تیمی و گلزنان فردی، تا همین امروز ادامه داشته و رونالدو برزیلی در ۲۰۰۲ آخرین ستارهای است که هم خود آقای گل شد و هم تیمش فاتح جام جهانی! اما به شکلی عجیب و غریب در ۲۰۲۶ انگار داستان فوتبال از نو نوشته میشود، انگار فلسفه بازی تیمی زیر سوال رفته و انگار فوتبال را باید یک بازی انفرادی تعریف کرد! چرا که هنوز لااقل ۶ تیم در گردونه جام مدعی قهرمانی مانده اند که به لطف گلزنیهای متوالی فوق ستارههایشان به این جایگاه رسیده اند! رقابت عجیب مسی و امباپه -چه برای آقای گلی این دوره و چه برای آقای گلی کل ادوار تاریخ جام جهانی- نفسها را در سینه حبس کرده است. اسطوره ۳۹ ساله آرژانتینی در هر چهار بازی این جام گل زده و امباپه نیز با به ثمر رساندن پنالتی مقابل پاراگوئه، هفت گله شد تا سایه به سایه نابغه آرژانتینی بیاید. او که در جام جهانی قبل به لطف هت تریک فینال، اگرچه جام جهانی را به مسی داد اما کفش طلای آقای گلی را به پاریس برد. مسی در ۳۰ بازی طی شش دوره حضور در جام جهانی، ۲۰ گل زده و رکورد کلوزه را با ۱۶ گل پشت سر گذاشت، حالا امباپه را با ۱۹ گل طی سه دوره حضور و ۱۹ بازی، نفس به نفس پشت سر خود میبیند. او که جوانتر هم هست و مثل مسی در پایان این دوره به انتهای مسیر حرفهای خود در جام جهانی نمیرسد! اما زیبایی این جام فقط به رقابت این دو نفر و آرژانتین و فرانسه در دو عرصه نیست. پشت سر این دو گلزن بزرگ ارلینگ هالند -ستاره نروژ- و هری کین -کاپیتان انگلستان- هر کدام با ۵ گل در کمین نشستهاند. آنها که هنوز بازی چهارم خود در این جام را انجام ندادهاند و نقش اصلی را در موفقیت تیمهایشان تا اینجا داشتهاند. اویارزابال، دمبله و وینیسیوس ۴ گله هستند و حیف که امشب از بین برزیل و نروژ (وینی و هالند) یکی به پایان راه خود در این جام میرسد. به همه اینها گلزنی کریستیانو رونالدو در بازی قبل را هم اضافه کنید! رونالدو هم اسمی نیست که از کورس گل زنی جا بماند، اما بین او و اویارزابال، همان اتفاق امشب بین وینی و هالند رخ می دهد. امشب از بین برزیل و نروژ یکی با جام خداحافظی می کند و فرداشب از بین پرتغال و اسپانیا یکی دیگر... اما در هر حالت و با هر نتیجه امشب و فرداشب، ۵ ستاره بزرگ و ۵ مدعی آقای گلی با ۵ تیم در این جام جهانی باقی می مانند تا فلسفه وجودی فوتبال به عنوان یک بازی گروهی را با درخشش و گلزنیهای خود، زیر سوال ببرند! بیشتر بخوانید: چند تا فغانی و سردار داریم که به همین راحتی سرمایههایمان را حراج میکنیم؟/ به بهانه احتمال قضاوت فغانی در فینال جام جهانی؛ ایرانی بودن نه بخشیدنی است نه گرفتنی
دیدگاهتان را بنویسید