تیم ملی که قول صعود آن تا دو سه مرحله بالاتر، گوش فلک را کر کرده...
تیم ملی که قول صعود آن تا دو سه مرحله بالاتر، گوش فلک را کر کرده بود، از دور گروهی بالا نیامد تا حالا فرصت بهتری برای مرور تصمیمات کادر فنی باشد. چه تصمیماتی که خودشان گرفتند و چه آنها که برای دیگران بود اما کادر فنی گردن گرفت، مثل حذف سردار آزمون! در جامی که قول صعود داده بودیم به مهرههای گلزنی چون سردار آزمون بیش از همیشه نیاز بود. بازیکنانی که با برتری روانی و شم گلزنی بالا، قادر به تغییر نتیجه مسابقه در لحظات حساس هستند. آنها که نه فقط فرصتهای خوب را از دست نمیدهند، بلکه از هیچی نیز گل میسازند. در حقیقت سردار آزمون در کنار بیرانوند و طارمی، سه بازیکنی بودند که تحت هر شرایطی باید در جام جهانی حضور میداشتند. وقتی به هر دلیل و به هر شکل که بود، سردار را به جام جهانی نبردیم، مسولان توجیه تصمیمات، سراغ فلسفه و اینکه فوتبال ورزش گروهی است، رفتند که یک نفر خیلی نباید در یک تیم تعیین کننده باشد. کاش روزی بشود از این عده پرسید خودتان چقدر این باور را قبول دارید؟ اگر از از بحثهای فلسفی گذشته و تا نتیجه و عملکرد و کارنامهها را در طول تاریخ و در تمام دنیا، درون مستطیل سبز برای همه تیمها مرور کنیم، الگوی زنده و مثالی بهتر از مسی و رونالدو که در همین جام جهانی حضور دارند، پیدا نخواهیم کرد. سردار آزمون همان ارزش و جایگاه را برای تیم ملی ما داشت. بازیکنانی که به لطف خلاقیت و استعداد ذاتی، میتوانند در لحظه، تفاوتها را رقم بزنند. دست تیم را گرفته و گره بازی را در لحظاتی باز کنند که کسی انتظاری برای گل زنی و برد نداشته باشد. کاری که سردار در مسیر رسیدن به جام جهانی ۲۰۲۲ با اسکوچیچ در لبنان کرد و بعد از دقیقه ۹۰ ورق بازی باخته را برگرداند. آن تصویر ماندگار را به یاد آورید که سردار بعد از گلزنی، توپ را برداشت و به مرکز زمین آورد تا عجله خود را برای زدن گل بعدی و تبدیل شکست ۱-۰ در پایان ۹۰ دقیقه به پیروزی ۲-۱ در وقت های تلف شده، به دنیا نشان دهد. برتری روانی همانجا ایجاد شد، اینکه ایران باید ببرد و می برد. سردار حتی به اسکوچیچ هم روحیه داد، جایی که به نشانه داشتن وقت، به مچ دستش و ساعت اشاره کرد و سپس به سینه خود کوبید که من هستم، نگران نباش! سردار لااقل نیمی از گلهای ملی خود را -که او را بعد از دایی در جایگاه دوم نشانده بود- در مسابقات و لحظات حساسی زد که به کرات، نفرات دیگر هم حضور و فرصت داشتند ولی نتوانستند کاری کنند. سردار میتوانست با تجربه دو جام جهانی و آمادگی ین هفتهها در جام جهانی، دست تیم را گرفته و از تاثیر فنی تا اعتماد تیمی و بازیکنانی که که به او اعتقاد و باور داشتند که میتواند به کمک تیم بیاید، به ایران کمک کند. همان نتیجه و نمایشی که در مقیاسی پایینتر، احمد نوراللهی در پست عقبتر از سردار داشت. با این تفاوت که عدهای گفتند سعید عزت اللهی و محمد قربانی یا احسان حاج صفی، میتوانند جای خالی نوراللهی را پر کنند که نتوانستند! حالا بردن روزبه چشمی که در تهران گفته شد جام را از دست داده و در ترکیه، شهریار مغانلو به جای او به اردو فراخوانده و به جام جهانی رفت، ولی او را هم بردند و آنجا ثانیهای به میدان نیامد، به کنار! برای سردار رسما و عملا ما هیچ جانشینی نداشتیم و هنوز هم نداریم. در این جام مهاجمان ما نتوانستند ذرهای تاثیر روی تیم بگذارند و گلها را مدافع راست و وینگر چپ تیم ملی -یعنی رضاییان و محبی- زدند! طارمی هم انقدر تنها بود که حتی نتوانست پنالتی را گل کند. اگر سردار حضور داشت، لااقل ۵۰ درصد توجهات و تمرکز مدافعان حریف معطوف به او میشد و طارمی آزادتر و انرژی کمتری از دست می داد و تمرکزش برای زدن ضربه آخر حفظ می شد. اگرچه در فوتبال نمیتوان کارنامه و حقایق روی کاغذ را ملاک نتیجه قرار داد و با اما و اگر، پیش بینی کرد اما کارشناسی فوتبال یعنی چه؟ اینکه یک مهره را میتوان تحلیل و با دیگران مقایسه کرد، یعنی چه؟ الفبا و قوانین فوتبال به ما میگوید بازیکنانی مثل سردار که تفاوت را رقم میزنند، باید تحت هر شرایطی حضور میداشتند و ما به همین سادگی قوانین فوتبال را نادیده گرفتیم! بیشتر بخوانید: در جامملتها هر نتیجهای بگیریم مهم نیست؛ از قلعهنویی بپرسید/ امیر قول داد ولی در فوتبال گاهی نمیشود
دیدگاهتان را بنویسید