به گزارش ورزش سه، فوتبال ایران یکی از گرانترین تجربیاتش را نه در...
به گزارش ورزش سه، فوتبال ایران یکی از گرانترین تجربیاتش را نه در دهههای دور، بلکه در آخرین دوره جام ملتهای آسیای از سر گذرانده است. شبی که تیم ملی در جام ملتهای آسیا مقابل ژاپن ایستاد و یکی از بهیادماندنیترین نمایشهای سالهای اخیر خود را ارائه داد. ژاپنی که بسیاری از کارشناسان آن را آمادهترین تیم آسیا و حتی یکی از بهترین نسلهای تاریخ فوتبال این کشور میدانستند، مقابل تیمی شکست خورد که آن روز بدون بزرگترین ستارهاش با تمام وجود برای پیروزی جنگید و سزاوارانِه برد.آن مسابقه از هر نظر خاص بود. از کیفیت فنی گرفته تا بار احساسی و ارزش تاریخی نتیجه. بسیاری هنوز هم آن بازی را بهترین نمایش تیم ملی در دوران امیر قلعهنویی میدانند. شبی که فوتبال ایران دوباره نشان داد وقتی به گوشه رینگ رانده میشود، میتواند کارهایی انجام دهد که کمتر کسی تصورش را میکند.سوت پایان که به صدا درآمد، همهچیز رنگ جشن به خود گرفت، منتها جشنی در قوارههای قهرمانی. امیر قلعهنویی سجده شکر بهجا آورد، بسیاری از بازیکنان در آغوش یکدیگر اشک شوق ریختند، غرق شادی شدند و میلیونها ایرانی در سراسر جهان یکی از شیرینترین شبهای فوتبالی سالهای اخیر را تجربه کردند.حق هم داشتند.حتی بسیاری از اهالی رسانه و خبرنگاران که معمولاً کمتر به این فضا ورود میکنند، در گزارشها و مطالبشان طوری وانمود کردند که دیگر کار تمامشده است، غافل از اینکه هدفمان پیش از ورود به قطر، کسب عنوان قهرمانی بود؛ خاطرم است خبرنگاران اعزامی به قطر، لحظه ورود سرمربی به سالن نشست خبری ایستادند و برایش دست زدند! درواقع هیچکسی با هر درجه انتقاد و زاویه نسبت به کادر فنی نمیتوانست منکر اهمیت شکست ژاپن شود.اما شاید درست از همان لحظه، بزرگترین خطر برای تیم ملی آغاز شد. وقتی همه تصور کردند با این برد دیگر جام تمام شده است. بیجهت نبود که تله سانتانا سرمربی محبوب برزیلی بعد از حذف مقابل فرانسه در سال 1986 به خبرنگاران در خصوص از دست رفتن پنالتی زیکو گفت:"فوتبال گاهی بیرحمانهترین درسهایش را در شیرینترین لحظات میدهد."بعد از برد مقابل ژاپن، فضای عمومی کشور به شکلی تغییر کرد که انگار مهمترین مأموریت تیم ملی در این تورنمنت به پایان رسیده است.رسانههایی که تا قبل از این بازی تیم ملی را بابت نمایش ضعیف مقابل سوریه یا حتی نیمه اول بازی با ژاپن، به باد انتقاد گرفته بودند، دریک رنسانس رفتاری بهیکباره از شاهکار تاریخی نوشتند، هواداران از قهرمانی حرف زدند و همهچیز به سمتی رفت که گویی عبور از ژاپن معادل فتح جام ملتهای آسیا بوده است، فارغ از اینکه هنوز دو بازی باقیمانده تا مأموریت اصلی کاروان تیم ملی به سرانجام برسد که همان کسب عنوان قهرمانی پس از نیمقرن ناکامی در جام ملتهای آسیا بود.کسی نمیتواند منکر این خوشحالی شود؛ اما حجم آن بهاندازهای بود که ناخودآگاه احساس شد با عبور سختترین مانع ممکن، کار اصلی انجامشده است.حسرتی به نام قطرچند روز بعد، تیم ملی مقابل قطر قرار گرفت؛ این در حالی بود که کمتر از یک ماه پیش تیم ملی در یک دیدار دوستانه موفق شده بود با چهار گل قطر را شکست دهد.بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که عبور از قطر نسبت به ژاپن مأموریت سادهتری خواهد بود. اما آنچه در زمین رخ داد، داستان دیگری داشت.قطر با تمام وجود برای رسیدن به فینال جنگید و ایران هرچند ازنظر فنی چیزی کم نداشت، اما دیگر آن انرژی انفجاری، آن تمرکز مطلق و آن عطش وصفناپذیر بازی با ژاپن را نمیتوانستید در این تیم ببینید؛ درنتیجه، یکی از تلخترین شبهای فوتبال ایران رقم خورد. تلخی ماجرا زمانی بیشتر شد که در آنسوی جدول، اردن به فینال رسیده بود. تیمی که روی کاغذ نسبت به بسیاری از قدرتهای سنتی آسیا حریف بیادعایی محسوب میشد و در همین موضوع حسرت ایرانیها را دوچندان کرد.خیلیها هنوز معتقدند اگر تیم ملی از سد قطر عبور میکرد، شانس بزرگی برای پایان دادن به پنج دهه انتظار و فتح جام ملتهای آسیا داشت. اما آنچه مسلم است تاریخ با «اگر» نوشته نمیشود.حالا کمتر از سه سال (870 روز) بهنوعی دوباره درهمان نقطه ایستادهایم، با این تفاوت که این بار در آستانه صعود از مرحله مقدماتی جام جهانی هستیم، اتفاق خوشایندی که در تاریخ فوتبال ایران بیسابقه است که در صورت تحقق میتواند بهعنوان نقطه عطفی در فوتبال ایران به ثبت برسد. برای اینکه ببینیم آیا از اشتباهات دیدار درس گرفتیمکافی است نگاهی به فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی پس از بازی مقابل بلژیک بیندازیم.متأسفانه بعد از تساوی ارزشمند تیم ملی مقابل بلژیک، موجی بلندی از تمجیدات و تعریفات و تحسینات به راه افتاده است. از سرمربی تا بازیکنان، از کادر فنی تا اعضای پشتیبانی، همه موردستایش قرارگرفتهاند. حتی یکی از مجریان تلویزیون در حین گفتگو با علی بیرانوند، به سیم آخر زد و جنبه اساطیری به استایل بیرانوند هنگام واکنش دیدنیاش داد.بههرحال بخش زیادی از این تعریفها کاملاً طبیعی است. تیم ملی با تمام کارشکنیها و تدارکات ضعیفش، مقابل یکی از قدرتهای فوتبال جهان نمایش قابلاحترامی ارائه داده و شایسته تقدیر است.اما سؤال مهم اینجاست؛ آیا دوباره در حال تکرار همان اشتباه بعد از شکست ژاپن نیستیم؟متأسفانه به نظر میرسد دوباره در حال ساختن فضایی هستیم که ناخودآگاه حس رسیدن به مقصد را منتقل میکند، درحالیکه باید این لحظه را نقطه شروع این راه سخت بدانیم.درواقع فوتبال ایران پارها تاوان همین افراطوتفریط را چه در باخت و چه برد داده است، درحالیکه بین واکنش و نتیجه باید تعادل ایجاد شود تا اعضای تیم ملی با ذهنیتی درست به مصاف رقبایشان بروند. یکی از مهمترین عوامل موفقیت هر تیمی عطش کسب موفقیت در روزهای سخت است که به عبارتی این فاکتور خطرناکترین اسلحه تیمهایی مثل ایران در تورنمنتهای مثل جام جهانی محسوب میشود، درست همان روحیهای که مثالش را در مقابل ژاپن و بلژیک بهخوبی دیدیم.شاید برای بسیاری از ایرانیها، مسابقه با بلژیک مهمترین بازی این دوره از رقابتهای جام جهانی باشد. اما برای تیم ملی، همواره مهمترین مسابقه، همان دیدار بعدی است که این بار حریفمان مصر است. دیداری که بهزعم بسیاری از کارشناسان فوتبال این بازی مهمترین دیدار تاریخ فوتبال ایران محسوب میشود چراکه علاوه بر تعیین سرنوشت تبم ملی، ارزش واقعی تساوی مقابل بلژیک در گرو نتیجه دیدار مقابل مصر است.مهمترین حرف را طارمی زدشاید امیدوارکنندهترین صحنه بعد از پایان مسابقه بلژیک، نه در زمین مسابقه و نه روی تابلو نتیجه رقم خورد.جایی که مهدی طارمی در شمایل یک کاپیتان واقعی بازیکنان را دورهم جمع کرد و پیامی ساده اما بسیار مهم به آنها داد؛ او با درک درست از موقعیت تیم ملی به تمام بازیکنان قبل از رفتن به رختکن گوشزد کرد که، "هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است."همین جمله کوتاه شاید ارزشمندتر از ساعتها جلسه فنی باشد.طارمی با الهام از تجارب ارزشمندی که دارد، سعی کرد در سریعترین فاصله ممکن، قبل از اینکه بچهها رختکن را از فرط شادی روی سرشان خراب کنند از رفقایش خواست که بدانند هنوز چیزی به دست نیاوردهاند.این روزها تیم ملی بیش از هر زمان دیگری به تمرکز نیاز دارد. نهفقط بازیکنان و کادر فنی؛ بلکه رسانهها و افکار عمومی نیز باید سهم خود را در این مسیر ایفا کنند. تمجید کردن خوب است. قدردانی لازم و حمایت ضروری است. اما نباید فراموش کنیم که فوتبال ایران یکبار هزینه سنگینی برای هیجان زودهنگام پرداخت کرده است.یکبار از رؤیای قهرمانی فقط یکقدم فاصله داشتیم و همان یک قدم را برنداشتیم. حالا دوباره در آستانه یک مسابقه سرنوشتساز قرار داریم که به نظر میرسد برای صعود از مرحله مقدماتی یک تساوی هم مقابل مصر کافی باشد، نتیجهای که با ذهنیت بازی مقابل بلژیک اگر به مصاف یاران محمد صلاح بههیچوجه دور از دسترس نیست.
دیدگاهتان را بنویسید