به گزارش ورزش سه، فوتبال ایران در تمام دهههای گذشته به بحران...
به گزارش ورزش سه، فوتبال ایران در تمام دهههای گذشته به بحران عادت داشته است؛ از تحریم و تورم گرفته تا بیثباتی مدیریتی، حذفهای بینالمللی و مشکلات زیرساختی. اما آنچه امروز فوتبال ایران با آن روبهرو شده، صرفاً یک بحران فوتبالی یا اقتصادی نیست، بلکه وضعیتی است که میتواند ساختار لیگ برتر را برای سالها تغییر دهد.در پی جنگ و آسیبهای واردشده به بخشهایی از صنایع کشور، بسیاری از بنگاههای اقتصادی که ستون مالی فوتبال ایران محسوب میشوند، با فشارهای مالی، اختلال در تولید و کاهش درآمد مواجه شدهاند. از فولاد و پتروشیمی گرفته تا صنایع معدنی و آلومینیوم، تقریباً بخش مهمی از باشگاههای لیگ برتر به این صنایع وابسته هستند و هر ضربه به بدنه اقتصاد صنعتی کشور، مستقیماً به فوتبال منتقل میشود.نخستین نشانههای این تغییر نیز نمایان شده است. هیئترئیسه فدراسیون فوتبال با استناد به شرایط اقتصادی کشور، سهمیه بازیکنان خارجی لیگ برتر را از ۱+۷ به ۴ نفر کاهش داد؛ تصمیمی که شاید مهمترین پیام آن، پذیرش واقعیتی باشد که باشگاهها در چند ماه اخیر با آن مواجه شدهاند: دوران هزینههای بیمحابا رو به پایان است. در سالهای اخیر، فوتبال ایران بهویژه در تیمهای صنعتی با تورم شدید مالی روبهرو بود؛ قراردادهای نجومی، رقابت سنگین برای جذب ستارهها و افزایش بیسابقه هزینهها. اما اکنون باشگاهها ناچارند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. کاهش سهمیه خارجیها نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ تلاشی برای کنترل هزینهها و جلوگیری از خروج بیشتر ارز در شرایط اقتصادی فعلی.در چنین فضایی، احتمال افزایش تأخیر در پرداخت قراردادها، رشد پروندههای حقوقی، فسخ قراردادها و خروج بازیکنان خارجی از لیگ دور از انتظار نیست. حتی ممکن است برخی باشگاهها ناچار به کوچکسازی جدی شوند.همزمان، بحث واگذاری برخی باشگاههای صنعتی نیز جدیتر از گذشته مطرح شده است. واگذاری ذوبآهن به بانک رفاه میتواند نخستین نشانه از تغییرات گستردهتر در ساختار مالکیت فوتبال ایران باشد. با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ در فوتبالی که هنوز از حق پخش واقعی، درآمد تجاری پایدار و مدل اقتصادی حرفهای محروم است، چه کسی حاضر به سرمایهگذاری بلندمدت خواهد بود؟از سوی دیگر، محدودیتهای مالی جدید میتواند باشگاهها را به سمت استفاده بیشتر از بازیکنان جوان و سرمایهگذاری روی آکادمیها سوق دهد. کاهش سهمیه خارجیها نیز عملاً فرصت بیشتری در اختیار بازیکنان داخلی قرار میدهد. شاید در کوتاهمدت کیفیت فنی لیگ کاهش یابد، اما در بلندمدت میتواند به احیای استعدادیابی و بازگشت مدل تیمهای اقتصادی و تاکتیکی منجر شود. فوتبال ایران امروز در آستانه یک پوستاندازی اجباری قرار گرفته است. کاهش بودجهها، محدود شدن جذب بازیکنان خارجی و فشار بر صنایع حامی باشگاهها میتواند آغازگر اصلاحات ساختاری باشد؛ اصلاحاتی که فوتبال ایران سالها به آن نیاز داشته است.با این حال، اگر این تحولات تنها به کاهش هزینهها محدود شود و اصلاحی در حوزه مالکیت، درآمدزایی و مدیریت باشگاهها رخ ندهد، فوتبال ایران ممکن است وارد دورهای از فرسایش مزمن شود؛ دورهای که نه پول کافی برای رقابت وجود دارد و نه ثبات لازم برای پیشرفت.شاید تصمیم اخیر فدراسیون برای نصف کردن سهمیه خارجیها، نخستین نشانه رسمی ورود فوتبال ایران به این عصر جدید باشد؛ عصری که در آن بقا و مدیریت منابع، مهمتر از رقابت بر سر خریدهای پرهزینه خواهد بود.باید منتظر ماند و دید که این بحران، آغاز اصلاح فوتبال ایران خواهد شد یا مقدمهای برای افول تدریجی لیگی که سالها بر دوش صنایع بزرگ کشور ایستاده بود.عادل عابدجوی- وکیل ورزشی
دیدگاهتان را بنویسید