به گزارش "ورزش سه" دیدار غنا و پاناما به قدری کم موقعیت و سرد دنبال...
به گزارش "ورزش سه" دیدار غنا و پاناما به قدری کم موقعیت و سرد دنبال میشد که خبرنگاران و گزارشگران، ده تا پانزده دقیقه قبل، گزارشات خودشان را آماده ارسال کردند تا خبر دومین بازی بدون گل زده بعد از بازی عجیب (اسپانیا و کیپ ورد) را در کمترین زمان ممکن به منابعشان ارسال کنند. این توضیح اما بعید است شامل حال خبرنگاران ایرانی شود، چرا که آنها حدود یک دهه یا بهتر بگوییم سه جام جهانی را با سرمربی پرآوازه غنا با تمام فراز و فرودهایش زندگی کردند و با این آرامش قبل طوفان بیگانه نبودند.در فاصله تنها یک دقیقه به پایان وقت اضافه به عنوان مهاجم غنا کافی بود در بهترین زمان ممکن در بهترین جای ممکن باشی تا ورزشگاه تورنتو را به حالت انفجار در بیاوری. کاری که کالب یرکی مهاجم غنا موفق به انجام آن شد. از حالا به بعد کارگردان باهوش این بازی حتی یک لحظه کیروش را رها نمیکند. او در حالی که این روزها گرد پیری رویش نشسته با بیشترین سرعت ممکن یک مرد ۷۳ ساله به سمت فرزندانش میدود و آنها را طوری در آغوش میکشد که وصفش کار راحتی نیست ولی بدون شک یکی از صحنههای تاریخی این جام در این لحظه رقم خورد.*راز مشترک پروژههای موفقاگر بخواهیم از نمایی کلی لااقل از زمانی که فوتبال در مقام پدیدهای فراتر از ورزش بدل شد چه در سطح باشگاهی و چه در سطح ملی، به یک عامل مشترک میان اغلب پروژههای موفق میرسیم؛ که همان عامل ثبات است. حالا موفقیت میخواهد فتح یک جام باشد یا رسیدن به اهدافی که از پیش تعیین شده است. این ثبات میتواند در حوزه مدیریت، ساختار اجرایی یا بخش فنی باشد، اما در فوتبال بیش از هر جا در رابطه میان سرمربی، بازیکنان و ایدههای تاکتیکی نمود پیدا میکند. *اعتماد به ایده کلید واژه مربیان موفق اگر بخواهیم کمی جزئیتر به موضوع نگاه کنیم، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در میان مربیان بزرگ تاریخ فوتبال، اعتماد توام با اعتقاد آنها به ایدهای بوده که به شعور آن رسیدهاند. مربیان بزرگ جهان معمولاً پس از ساعتها مطالعه، تحلیل و تجربه به یک جمعبندی تاکتیکی میرسند. وقتی به آن سطح از آگاهی میرسند، به ایده خود اعتماد میکنند و با هر بهانهای حاضر به بازگشت از آن مسیر نیستند. در واقع اغلب مربیان موفق ابتدا آن ایده را در میدان عمل به اندازه کافی میسنجند و سپس در صورت نیاز اصلاحش میکنند. از همین رو آنها با اولین یا چندمین شکست مسیرشان را عوض نمیکنند و با اولین انتقاد نیز از فلسفه خود فاصله نمیگیرند.*امضای آشنای کیروشبامداد امروز و در جریان دیدار غنا و پاناما، بار دیگر نمونهای از این اعتماد را دیدیم. کارلوس کیروش که پنجمین حضور خود در جام جهانی را تجربه میکند، با همان روشی به میدان رفت که سالهاست به آن اعتقاد دارد. دفاع سازمانیافته، بستن فضاها، تمرکز بالا، استفاده از ضربات ایستگاهی، و بیشترین استفاده از کمترین فرصتها؛ این در حالی است که این روش در برخی از تجربههای اخیرش چندان مفید واقع نشد. شاید بسیاری از علاقهمندان فوتبال ایران با دیدن بازی غنا احساس کردند سالها به عقب بازگشتهاند. همان امضای تاکتیکی آشنا، همان نظم دفاعی و همان صبری که در نهایت به نتیجه منجر شد. غنا مقابل پاناما نمایش فوقالعاده هجومی ارائه نکرد، اما آنچه کیروش بیش از هر چیز میخواست را اجرا کرد و در نهایت نیز به هدفش رسید.*ارزش واقعی پلان Aاتفاقاً نکته مهم همین جاست. کارلوس کیروش به واسطه جایگاهی که در فوتبال جهان دارد، بدون تردید توانایی طراحی دهها سناریوی مختلف را دارد. او معمار نسل طلایی فوتبال پرتغال بوده، سالها در کنار سر الکس فرگوسن فعالیت کرده، در پروژه گالاکتیکو رئال مادرید حضور داشته و تجربه کار در بالاترین سطح فوتبال جهان را در کارنامه خود میبیند. مربیای با چنین رزومهای قطعاً از نظر تئوریک توانایی طراحی پلانهای متنوع را دارد. اما آنچه او را متمایز میکند تعداد پلانهایش نیست؛ اعتماد او به همان چیزی است که بهتر از هر کس دیگری بلد است. خوشحالی او پس از پیروزی غنا مقابل پاناما را میتوان از همین زاویه تحلیل کرد. آن شادی فقط شادی یک برد نبود؛ به وجد آمدن سرمربی مغروری بود که بار دیگر دید باور به مسیر انتخابیاش جواب داده است. چه لذتی بیش از این که یک سرمربی در چنین تایتل بزرگی باز هم جواب اعتماد به تفکراتش را بگیرد. *پلان A تا پلان F و یک پرسش مهماخیراً سعید الهی صحبتهایی درباره پلان A، پلان B و حتی پلان F مطرح کرده که با واکنش منفی از سوی کارشناسان در فضای مجازی مواجه شده است که البته این مسبوق به سابقه بوده است. اما سوال اصلی اینجاست؛ اینکه اساساً داشتن پنج نقشه (Plan) برای تیمی در قوارههای تیم ملی ایران با این حجم از مشکلات عدیدهای که تا همین امروز هم درگیر آن هستیم آیا توجیه فنی دارد؟ یا اگر حتی تیم ملی تا پلن F مجهز شده باشد آیا بهتر نیست در فضای کنونی مطرح نشود؟ این در حالی است که مربی باهوش تیم ملی به واسطه کاربرد واژه «دفاع هیبرید» پس از جام ملتهای آسیا فشار زیادی را هم متحمل خود و تیم ملی کرد.*گاهی نگفتن بهتر استداشتن سناریوهای مختلف برای مسابقات و استفاده از دفاع هیبرید نه تنها ایرادی ندارد، بلکه در فوتبال حرفهای یک ضرورت محسوب میشود. اساساً هیچ تیم بزرگی بدون برنامه جایگزین وارد مسابقه نمیشود. اما مسئله اصلی جای دیگری است. مسئله اینجاست که در سطح جام جهانی هر جمله میتواند به تیتر تبدیل شود و هر تیتر میتواند تمرکز یک تیم را تحت تأثیر قرار دهد. گاهی نگفتن یک جمله بسیار مفیدتر از گفتن آن است. در فوتبال مدرن مربیان بزرگ معمولاً انرژی خود را صرف میدان مسابقه میکنند. آنها میدانند که هر حاشیه اضافه میتواند بخشی از تمرکز بازیکنان را از بین ببرد. به همین دلیل است که در بسیاری از مواقع ترجیح میدهند برخی بحثهای تئوریک را در جلسات فنی مطرح کنند، نه در برابر دوربینها و شبکههای اجتماعی.*فوتبال، و فقط فوتبالشاید یکی از مهمترین درسهایی که میتوان از کارنامه کیروش گرفت، همین موضوع باشد. فوتبال در نهایت در زمین مسابقه قضاوت میشود. نه در مصاحبهها، نه در شبکههای اجتماعی و نه در جنگهای رسانهای. جام جهانی جایی است که عملکرد حرف آخر را میزند. همانطور که کارلوس کیروش بار دیگر با یک پیروزی نشان داد که هنوز هم به اصول خود وفادار است، تیم ملی ایران نیز برای موفقیت در ادامه مسیر به همین تمرکز روی اصل ماجرا نیاز دارد؛ فوتبال، و فقط فوتبال.
دیدگاهتان را بنویسید