به گزارش ورزش سه، روزنامه انگلیسی گاردین به بهانه دیپورت داور...
به گزارش ورزش سه، روزنامه انگلیسی گاردین به بهانه دیپورت داور حالا مشهور شده آفریقایی از آمریکا، داوری که قرار بود در جام جهانی سوت بزند ولی دولت آمریکا بدون توجه به فیفا اخراجش کرد، یادداشتی مهم و البته با لحن بسیار تند و انتقادی منتشر کرده است. گاردین در یادداشت خود مینویسد: «حتی نازیها هم سعی کردند کمی اوضاع را آرامتر کنند. پیش از المپیک 1936 برلین، رایش سوم که به شدت نگران نگاه بازدیدکنندگان خارجی بود، تلاش کرد برخی از سیاستهای سختگیرانه و غیرقابل تحمل خود را تلطیف کند. تابلوها و تصاویر ضدیهود از مغازهها و دیگر اماکن عمومی جمعآوری شد. نشریه دِر اشتورمر از دکههای روزنامهفروشی برداشته شد. بند صد و هفتاد و پنج که قانون سختگیرانه دیگری در این کشور بود، موقتا به حالت تعلیق درآمد. در نقطه مقابل، جام جهانی مردان 2026 در کشوری برگزار میشود که کاملا نسبت به تفکر بازدیدکنندگان خارجی بیتفاوت است. از این منظر، ایالات متحده تحت هدایت دونالد ترامپ از نظر لحن و رویکرد با هر میزبانی که تا کنون در رویدادهای بزرگ ورزشی داشتهایم تفاوت دارد. کشوری که فعالانه میخواهد شما تاریکی قلبش و بیرحمی در هسته مرکزی قدرتش را ببینید و از انزجار شما لذت میبرد. دولت آمریکا دقیقا میدانست دارد چه کار میکند وقتی عمر عبدالقادر آرتان را چند روز قبل از شروع مسابقات از مرزهایش دیپورت کرد. به هر حال، آرتان اهل سومالی است، یکی از همان کشورهایی که ترامپ پیش از این نظرش را درباره آنها کاملا روشن کرده و سومالیاییها را «زباله» و «کلاهبردار» خوانده بود. اندرو جولیانی، رئیس کارگروه جام جهانی در کاخ سفید در این باره گفت: «ما میخواهیم مطمئن شویم که اجازه نمیدهیم یک تورنمنت فوتبال به فرصتی برای ورود احتمالی تروریستها به کشور تبدیل شود.» این سطح از شرارت باعث شد کل جهان در دفاع از یک داور متحد شود. اما البته این فقط یک صحنه از تئاتر ظلم در جام جهانی بود. کاپیتان دوم عراق در بدو ورود به مدت هفت ساعت بازداشت شد. سیزده عضو کاروان ایران هنوز منتظر دریافت ویزا هستند و سهمیه بلیت هواداران آنها لغو شده است. بر اساس گزارش بیبیسی، یازده کشور از چهل و هشت کشور شرکتکننده که همگی از کشورهای جنوب جهانی هستند، با محدودیتهای سفر یا نرخهای غیرمعمول بالای ریجکتی ویزا روبرو شدهاند. یک نکته جالب: فیفا در سال 2018 روسیه را متقاعد کرد تا سفر بدون ویزا به جام جهانی را مجاز کند. اما فیفا، سازمانی که آرتان را برای تورنمنت خود منصوب و تایید کرد و تابستان گذشته با افتخار میگفت «آغوش ما به روی همه باز است»، چه میکند؟ به هر حال، نهاد حاکم بر فوتبال به ندرت از استفاده از اهرم فشار خود بر کشورهای میزبان، میزبانهای قبلی، خجالت کشیده است. در سال 2014، فیفا تهدید کرد که اگر ساخت ورزشگاه شهر کوریتیبا در برزیل از برنامه عقب بیفتد، حق میزبانی را از آنها سلب میکند. در سال 2018، با موفقیت روسیه را متقاعد کرد که قوانین سختگیرانه مهاجرتی خود را برای ورود بدون ویزای هواداران کاهش دهد و حتی برای لغو محرومیت هاجو سپلت، روزنامهنگار تحقیقی آلمانی مداخله کرد. فیفا در آن زمان گفت: «آزادی مطبوعات برای فیفا بسیار مهم است»، یکی از دهها بیانیه فیفا در طول سالها که از یادمان نرفته است. فیفا قادر به انجام این کارها بود چرا که تا حد زیادی با کشورهایی سر و کار داشت که به دنبال معرفی و ارتقای تصویر خود بودند و به شدت به قدرت نرم، تایید و درآمدهای گردشگری نیاز داشتند. در سطحی دیگر، هر میزبان جام جهانی مردان از سال 2010 تا امروز، بیشتر از اینکه فیفا به آن نیاز داشته باشد، به فیفا نیاز داشته است.ایالات متحده ممکن است اولین کشور میزبانی باشد که این توازن قدرت سنتی در آن برعکس شده است. آمریکا به این پول نیازی ندارد، در واقع با وجود تمام قیمتگذاریهای نجومی بلیت و حمل و نقل، این کشور قرار نیست سود خاصی ببرد. بر اساس گزارش ساکسو بانک، منفعت پیشبینی شده کمتر از یک دهم درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد بود و یک محرک رشد معنادار محسوب نمیشود. اما البته فیفا قطعا به این پول نیاز دارد. باز کردن قفل جریانهای درآمدی پویای اقتصاد ورزش آمریکا، بهترین شانس جانی اینفانتینو برای حفظ رشد درآمدی است که پایگاه قدرت او را تقویت میکند. برای روشن شدن موضوع، پیشبینی میشود جام جهانی 2030 که قرار است در اسپانیا، پرتغال، مراکش، آرژانتین، اروگوئه و پاراگوئه برگزار شود، هزینههای بالاتر و درآمد بلیت کمتری داشته باشد و این کمبود باید از طریق افزایش درآمدهای بازاریابی و حق پخش تلویزیونی جبران شود. با گسترش جام جهانی به چهل و هشت تیم، تعداد کشورهایی که اندازه، امکانات و زیرساختهای لازم برای میزبانی را داشته باشند به سرعت در حال کاهش است. در اصل، فیفا بسیار بیشتر از آنکه آمریکا به فیفا نیاز داشته باشد، به آمریکا نیاز دارد و این تاثیر مستقیمی بر توهینها و ناراحتیهایی داشته که فیفا حاضر به تحمل آنها شده است. آیا اگر حملات اداره مهاجرت در ورزشگاهها رخ دهد، فیفا صدای خود را بلند خواهد کرد؟ اگر یک معترض مثل رنه گود یا الکس پرتی بخواهد در نزدیکی یکی از مکانهای برگزاری جام جهانی اعتراض کند، چه اتفاقی میافتد؟ در واقع، فیفا پیش از این جهانبینی خود را به رساترین شکل ممکن بیان کرده است. در حقیقت، اینفانتینو با طوطیوار تکرار کردن جمله «فوتبال جهان را متحد میکند» مثل یک عروسک کوکی، به طور ضمنی عقیده خود را ابراز میکند: افرادی هستند که او اساسا آنها را بخشی از جهان نمیداند، و شاید حتی اصلا آنها را انسان به حساب نمیآورد. بنابراین به مخالفان زندانی در روسیه و کارگران مهاجر بینام و نشان در قطر، میتوانیم دشمنان خیالی کاخ سفید ترامپ را هم اضافه کنیم؛ چه هواداران فوتبال سنگال باشند، چه خبرنگارانی که سوال میپرسند، یا یک داور از سومالی که در حال آغاز بزرگترین افتخار زندگی حرفهای خود بوده است. تنها راه حل معنادار داشتن یک جام جهانی کوچکتر و متواضعتر، با وابستگی کمتر به قدرتهای خودکامه و پاسخگویی بیشتر به مردم است، عدم توازن قدرت در این جام جهانی ممکن است در نهایت به الگویی برای رویدادهای ورزشی بعدی تبدیل شود. مطمئن باشید که عربستان سعودی در سال 2034، به خوبی این به خاک افتادن فیفا و بیارادگی مطلق آن را در برابر قدرت سخت و استبدادی و الزامات فوری تجاری یادداشت کرده است. دههها بود که رویدادهای بزرگ ورزشی شهرها و جوامع میزبان را تحت تسلط خود درمیآورند، قوانین محلی را بازنویسی میکنند و بودجههای محلی را خالی میکنند. اما در اینجا، به نظر میرسد برعکس شده است. جام جهانی کنترل آمریکا را در دست نگرفته است، بلکه این آمریکا است که کنترل جام جهانی را به دست گرفته است. شاید هیچکدام از این حرفها شما را تحت تاثیر قرار نداده باشد و بگویید من میخواهم از فوتبالم لذت ببرم. در این صورت از جام جهانیای که بازیهایش به چهار کوارتر تقسیم شده، با گرما و خستگی نابود شده و با یک فرآیند ناعادلانه زیر سوال رفته است، لذت ببرید. از مرحله گروهی که تا حد زیادی بیمعنی است، هزاران صندلی خالی، پلیسهای نقابداری که جایی در گوشه تصویر نگهبانی میدهند و نماهای طولانی از اینفانتینو و جی دی ونس روی سکوها لذت ببرید. البته اینفانتینو در اینجا بیشتر یک نشانه است تا خود بیماری. با این حال، با توجه به تصور او از خودش به عنوان یک دولتمرد ناجی و جهانی، یک طنز تلخ در این واقعیت وجود دارد که این تابستان میراث او را به عنوان یکی از بزرگترین ترسوهای تاریخ ورزش تثبیت خواهد کرد؛ مردی ضعیف و حقیر که کنترل تورنمنت خودش را از دست داد. مردی که قدرتمندترین نیروی فرهنگی جهان را در دستان خود داشت، اما در نهایت آن را دودستی تقدیم کرد.
دیدگاهتان را بنویسید