به گزارش ورزش سه، پس از بررسی لباسهای خانگی تیمهای حاضر در جام...
به گزارش ورزش سه، پس از بررسی لباسهای خانگی تیمهای حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، حالا اتلتیک در گزارشی جداگانه به سراغ پیراهنهای دوم رفته است؛ لباسهایی که معمولاً دست طراحان را برای ارائه ایدههای متفاوتتر باز میگذارند و به همین دلیل تنوع بیشتری نسبت به کیتهای اصلی دارند. در این رتبهبندی، برخی تیمها با طراحیهای خلاقانه و رنگبندیهای متفاوت مورد تحسین قرار گرفتهاند و برخی دیگر به دلیل سادگی بیش از حد یا ایدههای ناموفق، در انتهای جدول قرار گرفتهاند. لباس دوم ایران نیز با همان طرح یوزپلنگ آسیایی در رتبه سیام جای گرفته و عملکردی مشابه نسخه خانگی خود در این فهرست داشته است. گزارش اتلتیک درباره لباس دوم تیمها را در ادامه میخوانید ۴۸. سوئیس وای خدا نه. هر دو پیراهن خانگی و دوم تیم ملی سوئیس ظاهراً از گذرنامههای این کشور الهام گرفتهاند؛ ایدهای بهخودیخود احمقانه، اما بعدش باید از خودت بپرسی که آیا گذرنامههای سوئیسی واقعاً باعث میشوند آدم رنگبندی صفحهاش را چک کند؟ این یک رنگ وحشتناک است؛ از آن رنگهایی که نباید هیچجا دیده شود، مگر روی لباس کسی که کنار مدرسه دارد بچهها را از خیابان رد میکند. حتی همانجا هم حق دارد درخواست یک یونیفرم دیگر بدهد. ۴۷. هائیتی خیلی هم خوب نیست، نه؟ «سائتا» (Saeta) شرکتی نیست که قبلاً خیلی با آن آشنا باشم: ظاهراً ریشهاش در کلمبیاست، اما حالا یک شعبه در آمریکا هم دارد و از سال ۲۰۱۴ تأمینکننده لباسهای هائیتی بوده است. داشتن یک تأمینکننده متفاوت خوب است؛ خیلی خستهکننده میشد اگر همه فقط نایکی و آدیداس بودند، اما این توضیحات بیشتر شبیه تلاش برای طفره رفتن از این واقعیت است که این لباس خیلی خوب نیست. هرچند درختان نخل که روی پشت لباس چاپ شدهاند، نکته نسبتاً جذابی هستند… همین هم چیزی است. ۴۶. نروژ وای. این واقعاً یک پیراهن مشکی است. کاملاً مشکی. از هر طرف: مشکی. هیچ رنگ دیگری در آن وجود ندارد. آنقدر مشکی است که اول فکر کردم تصویر سایت نایکی فقط یک جاینگهدار (placeholder) است و لباس واقعی بعداً منتشر میشود. شاید روی شورتها کمی تنوع باشد؟ اشتباه میکنی. روی جورابها چطور؟ باز هم نه! گفته شده این طرح از «جنگجویان وایکینگ» الهام گرفته شده تا ترس و روحیه بیباک نروژ را منتقل کند. پس بلرزید فرانسه، سنگال و عراق، حریفان گروهیشان، در برابر این لباس کاملاً تکرنگ. ۴۵. پرتغال طبق گفته پومـا، این طرح «از بازیکنان نمادین تاریخ کشور الهام گرفته شده»؛ نه، واقعاً نه، این را نمیخرم. جمله قشنگی است، اما این طراحی دقیقاً چه ربطی به بازیکنان بزرگ تاریخ پرتغال دارد؟ آیا مثل تصویرهای نهان است که اگر زیاد نگاهش کنی اوزهبیو ظاهر میشود؟ یا اسم لوییس فیگو را در یک زبان نمادین فراموششده مینویسد؟ درباره خود طرح هم… برای من نیست. این گردباد و الگوی اقیانوسی لزوماً بد نیست، اما چرا فقط نصف بالای پیراهن؟ و چرا یک شکل مثلثی بریده شده؟ بیشتر شبیه یک پیشبند پیچیده است. نه، خیلی عجیب است. ۴۴. قطر در رتبهبندی پیراهن خانگی نوشتم که انگار صعود قطر به جام جهانی برای آدیداس غافلگیرکننده بوده و بنابراین وقت زیادی برای طراحی نداشتهاند. این هم همان فرضیه را تأیید میکند، چون… راستش تقریباً هیچ طراحیای اینجا وجود ندارد. فقط یک پیراهن سفید با یقه V و نوارهای زرشکی روی آستینها. همین. این به این معنا نیست که بد است؛ یک پیراهن سفید ساده با رنگ مکمل خوب میتواند شیک باشد… اما اگر من فدراسیون قطر بودم، میپرسیدم آدیداس دقیقاً چقدر برای این وقت گذاشته است. ۴۳. کانادا اخیراً خانهمان تعمیر شد. کلی سنبادهکاری و رنگآمیزی داشت و گرد و غبار همهجا را گرفت، واقعاً همهجا. حتی داخل ماشین لباسشویی. نتیجه این شد که اولین شستوشوی لباسهای تیره، پر از لکههای سفید و خاکی شد. ظاهراً الهام این پیراهن دوم کانادا هم همین بوده. از نظر من نه. ۴۲. کرواسی این همان طرح بد پیراهن خانگی کرواسی است، فقط در دو طیف آبی، اما به طرز عجیبی بهتر به نظر میرسد. شاید نه واقعاً خوب، اما بهتر. احتمالاً چون در رنگ آبی، بیشتر شبیه یک طرح متوسط است و نه مثل «توهین به یک نماد تاریخی» که وقتی با شطرنجی قرمز و سفید کرواسی کار میکنی حس میشود. قابل قبول است؛ نه عالی، نه خیلی بد مثل نسخه خانگی. ۴۱. اکوادور صرفاً کمی خستهکننده است. کمی شبیه پیراهن اسکاتلند است، اما بدون شخصیت. رنگ آبی تیرهاش خوب است و جزئیات طلایی هم بد نیست، اما حس میکنی همهچیز نصفهنیمه است. انگار شروع خوبی دارد ولی کسی ادامهاش نداده. شاید عمداً ساده طراحی شده، اما حیف است چون میتوانست بهتر باشد. ۴۰. کره جنوبی ایدهاش خوب است و کمبود پیراهنهای فوتبالی با طرح گلدار واقعاً حس میشود، اما این یکی بیشتر شبیه یک تیشرت نیمهطنز است که کسی در یک کافه صنایعدستی در شرق لندن میپوشد. شاید هم دقیقاً برای همان مخاطب طراحی شده باشد، که البته خیلی خاص است. مشکل دیگر رنگ بنفش است؛ خیلی سخت است یک پیراهن بنفش خوب درآید، مگر اینکه به سبک فیورنتینا باشد، نه این رنگ روشن. تلاش قابل احترام، اما کاملاً موفق نیست. ۳۹. بوسنی و هرزگوین این طراحی شبیه پیراهن خانگی آبی است، اما بهخاطر کنتراست قویتر بهتر جواب میدهد: تنه پیراهن سفید است با آستینهای آبی تیره، و سپس خطوط باریک آبی و زردی که روی زمینه سفید خیلی بیشتر به چشم میآیند. نقطه مقابلش این است که یقه دیگر آنقدر برجسته نیست، اما اینجا نمونهای است از اینکه چطور رنگها میتوانند یک طراحی را بسازند، نه لزوماً خود طراحی. ۳۸.ایالات متحده آمریکا آیا این طرح برای بقیه هم شبیه لباس تمرینی نیست؟ دقیق نمیتوانم بفهمم مشکلش چیست، اما بهنظر نمیرسد یک پیراهن اصلی تیم باشد. باید کمی هم به ارتباط این لباس با پیراهن خانگی احترام گذاشت؛ آن یکی از خطوط پرچم آمریکا استفاده میکرد، این یکی ستارهها را نشان میدهد. نایکی در سایتش نوشته: «یک طراحی ظریف و کاملاً آمریکایی»؛ جملهای که انگار این پیشفرض را دارد که اگر “کاملاً آمریکایی” نباشد، کسی آن را نمیخرد. ۳۷. غنا خیلی جسورانه و پررنگ. میشود راحت آن را در دسته «یه کم زیادیه» گذاشت؛ با رنگ طلایی-زرد بسیار قوی و طرح پسزمینه نمایشی که از بازار شلوغ ماکولا در آکرا الهام گرفته شده. این یکی از شلوغترین و توی چشمترین پیراهنهای جام جهانی است. اما راستش آفرین به آنها. «یه کم زیادی بودن» بهتر از «یه کم خستهکننده بودن» است، و این چیزی نیست که بتوان به این پیراهن نسبت داد. ۳۶. برزیل اول از همه اینکه طرح پسزمینه شبیه لکههای جوهر رورشاخ است؛ حالا شما بگویید در آن چه میبینید: یک جام پیچیده، تصویری از خدای هندو گانشا یا چیز دیگری؟ گفته میشود الهامش از قورباغه سمی (poison dart frog) است؛ موجودی سمی در جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی. اوکی… جالب است. نکته دیگر این است که این لباس لوگوی برند «جردن» را دارد، نه نایکی؛ خیلی هم نباید بابتش ناراحت شد، اما اگر برزیل با این لباس قهرمان شود، کمی عجیب به نظر خواهد رسید. ۳۵. کیپورد این همان طراحی پیراهن خانگی است، اما به هر دلیلی در رنگ سفید به اندازه نسخه آبی خوب جواب نمیدهد. جزئیات کناری خوب است و رنگ قرمز تند بهخوبی روی زمینه مینشیند، اما طرح پسزمینه که از مسیر پرواز بین ۱۰ جزیره کیپورد الهام گرفته، در این نسخه کمتر واضح است. بیشتر حس «پیراهن سفید کمی کثیف» میدهد. در بازی گروه H مقابل اروگوئه هم آنها لباس سوم قرمزشان را میپوشند که اتفاقاً از این سفید بهتر به نظر میرسد، اما اینجا نسخه سفید ملاک داوری است. ۳۴. جمهوری چک پومـا ایده «امن بازی کردن در لباس خانگی و آزمایش در لباس دوم» را اینجا کاملاً اجرا کرده است. طرح پسزمینه از «کریستالها» الهام گرفته، اما بیشتر شبیه شیشه مات در درِ خانههای حومه شهرهای انگلیس است. رنگ تریم هم که ادعا میشود طلایی است، بیشتر قهوهای به نظر میرسد. در کل بد نیست، فقط کاملاً فراموششدنی است. ۳۳. مصر مثل لباس خانگی، اینجا هم پومـا بهدرستی تشخیص داده که مصر به اهرام معروف است، پس آنها را وارد طرح کرده است. عجیب اینجاست که روی این پیراهن سفید این تصاویر کمتر آزاردهندهاند، شاید چون اگر دقیق نگاه نکنی، بیشتر شبیه الگوهای تصادفی به نظر میرسند تا کلیشههای تکراری. و حتی کمی تنوع به یک لباس نسبتاً ساده اضافه کردهاند. اگر این سبک را دوست داشته باشید، بد نیست. ۳۲. جمهوری دموکراتیک کنگو خط منحنی دور تنه این لباس شبیه ادای احترام به پیراهنهای نایکی اوایل دهه ۲۰۰۰ است، که عجیب است چون این یکی توسط آمبرو ساخته شده. در واقع بهخوبی با نسخه خانگی جفت میشود: آنجا طرح از بالا شروع میشود و پایین میرود، اینجا از پایین شروع میشود و بالا میرود؛ انگار اگر کنار هم قرار بگیرند کامل میشوند. اما اینکه این عمدی بوده یا نه مشخص نیست، و اصلاً معلوم نیست چنین چیزی چقدر مهم است: آیا یک طراحی فقط وقتی خوب است که برای درک آن باید لباس دوم تیم را هم بشناسی؟ ۳۱. نیوزیلند کلاههای رؤیاییتان را بردارید، عود روشن کنید و وارد توضیح پیراهن دوم نیوزیلند شوید. طبق سایت پومـا، این لباس «توسط هائو (hau)—نَفَس زندگی—هدایت میشود. الگویی روان روی پیراهن حرکت میکند که نماد چهار بادی است که کشور را به هم پیوند میدهد». هرچه باشد، بیایید این بخش شاعرانه را کنار بگذاریم و فقط از یک طرح موجی و خوشفرم لذت ببریم. ۳۰. ایران همان طراحی لباس خانگی، با همان یوزپلنگ آسیایی که از کنار لباس سرک میکشد، انگار یک طعمه خوشمزه دیده که میخواهد برای ناهارش شکار کند (یک نکته فرعی: هیچ مورد ثبتشدهای از حمله یوزپلنگ به انسان وجود ندارد؛ در واقع بیشتر شبیه گربههای بزرگ و بسیار سریع هستند، پس اگر یکی در محلهتان دیدید خیلی نگران نشوید)، فقط اینبار در رنگ قرمز بهجای سفید. به نظر میرسد این نسخه کمی بهتر کار میکند، چون طرح خالها روی آستینها واضحتر است، اما هنوز هم یک لباس نسبتاً ساده است با یک یوزپلنگ کمی نامتجانس در کناره آن. ۲۹. عراق این کاملاً شبیه پیراهنهای مکزیک اواخر دهه ۸۰ یا اوایل ۹۰ است، اما این بد نیست؛ چون آن پیراهنها واقعاً عالی بودند. همان طرح پسزمینه نسخه خانگی را دارد، اما رنگها در این نسخه خیلی بهتر جواب دادهاند: سبز زندهتر است و با تریم سفید، قرمز و مشکی بهخوبی هماهنگ شده. شاید بهتر بود فقط یکی از این چهار الگوی مختلف را انتخاب میکردند و همان را ادامه میدادند، اما در کل ظاهرش قابل قبول است. ۲۸. آرژانتین خیلی پیچدرپیچ! این طرح کمی شبیه این است که کسی یک لامپ لاوا (lava lamp) را با چکش زده باشد و محتویاتش را روی یک پیراهن مشکی پخش کرده باشد. این الگو «الهامگرفته از بیانهای هنری محبوب» در آرژانتین معرفی شده؛ توضیحی کمی مبهم، اما احتمالاً باید به آدیداس اعتماد کنیم که واقعاً از فرهنگ آرژانتین الهام گرفته، نه اینکه صرفاً چیزی سرِ هم کرده باشند. ۲۷. اردن میدانستید تیم ملی اردن لقبش «النشامى» است، یعنی «جوانمردان»؟ قشنگ است، نه؟ احتمالاً ارتباط زیادی با طراحی پیراهن ندارد؛ با اینکه این لباس، نسخه آینهای کیت خانگی است (قرمز با طرحهای سفید روی آستینها به جای سفید با طرحهای قرمز) اما به شکلی عجیب سادهتر به نظر میرسد. ولی آیا «جوانمردانه» است؟ آیا این پیراهن را روی یک چاله آب میاندازید تا یک خانم بدون خیس شدن کفشش از روی آن رد شود؟ خب، میشود، اما کمی زیادی دراماتیک است. ۲۶. الجزایر مدتها به این پیراهن خیره شدهام تا بفهمم طرح پسزمینه (که ظاهراً «ادای احترام به مناظر پرجنبوجوش الجزایر از بیابانهای سنگی تا واحههای سرسبز» است) دقیقاً چیست، اما بینتیجه. همین خودش نشان میدهد که شاید اصلاً فایدهای در طرحی نباشد که دیده نمیشود. با این حال، اگر از آن چشمپوشی کنید، پیراهن خوبی است؛ لکههای قرمز روی سبز خیلی خوب نشستهاند و آن طرح زمینه هم در کل بد نیست… به شرطی که خیلی دقیق نگاهش نکنید. ۲۵. عربستان سعودی باز هم یک طراحی نسبتاً ساده، اما شیک؛ طلایی و سبز در کنار سفید اصلی خیلی خوب با هم کار کردهاند. به شکل غیرمعمولی، آدیداس برای پیراهن خانگی طرح پیچیدهتری داده و برای پیراهن دوم محافظهکارتر بوده؛ معمولاً برعکس است، اما اینجا جواب داده. یک طرح پسزمینه مشابه هم وجود دارد، اما چون این یکی سفید است، سختتر دیده میشود. ۲۴. اروگوئه در نیمه دوم فیلم بازگشت جدای، وقتی امپراتور پالپاتین روی تخت بزرگش نشسته و دارد لوک اسکایواکر را به سمت تاریکی نیرو وسوسه میکند و از آن پنجره دایرهای شکسته و عظیم به ناوگان شورشی در بالای ماه جنگلی اندور نگاه میکند. این طرح پیراهن دقیقاً شبیه همان است، نه؟ نیست؟ فقط من اینطور میبینم؟ امیدوارم همین را در ذهن داشتهاند؛ چون واقعاً تعداد کمی از پیراهنهای فوتبال خودشان را برای مخاطبهای طرفدار علمیتخیلی طراحی میکنند. ۲۳. ازبکستان بد نیست. نه فوقالعاده، اما بهخوبی از مشکل پیراهنهای سفیدِ بیش از حد ساده فرار کردهاند. طرح ظریف پسزمینه در این طراحی سفید روی سفید واقعاً خودش را نشان میدهد، و ترکیب آبی، سبز و زرد هم به اندازه کافی استفاده شده تا لباس را از یکنواختی خارج کند. یک کار قابل قبول. ۲۲. استرالیا اگر نایک بتواند کاری کند که این پیراهن در طول مسابقات تغییر کند، بد نیست: هرچه استرالیا امتیاز بیشتری بگیرد، رنگ نارنجی-صورتی بیشتر روی پیراهن پایین بیاید. فعلاً فقط در قسمت شانهها هست، اما همین هم خوب است. شاید این زیباترین طراحی نباشد، اما غیرمعمول است و همین خودش امتیاز محسوب میشود. ۲۱. ترکیه ترکیه تقریباً از دهه ۱۹۲۰ به بعد به طراحی «نوار ضخیم روی سینه» پایبند بوده؛ حفظ تنوع در همین چارچوب کار سختی است، اما تا حدی در اینجا موفق بودهاند. موتیف چرخان داخل همان نوار سینه قرار گرفته و همین باعث شده طراحی متفاوت باشد. شاید بهترین پیراهن جهان نباشد، اما نکته مثبت این است که دو لباسشان هماهنگ هستند بدون اینکه دقیقاً یک طرح تکراری باشند. ۲۰. اتریش گفته میشود این طراحی از فرهنگ کافههای وینی الهام گرفته؛ جایی که بسیاری از نظریههای پایه فوتبال مدرن در آن بحث و شکل گرفتهاند. داستان جذابی است و اگر به آن کافهها رفته باشید، الگوها آشنا به نظر میرسند. اما مثل همیشه سؤال اصلی این است: آیا خوب به نظر میرسد؟ پاسخ: بله… تا حدی. طراحی نسبتاً خلاقانهای است و همین امتیاز میگیرد، و اگر از این موضوع عبور کنید که لکهها ممکن است شبیه عرق کهنه به نظر برسند، لباس خوبی است. ۱۹. مکزیک طراحان کیت معمولاً خیلی جدی به شما نگاه میکنند و سعی دارند شما را قانع کنند که یک چیز کاملاً معمولی در واقع اوج نوآوری است و اگر شما آن را نمیبینید، مشکل از خودتان است. اینجا هم تا حدی همین اتفاق افتاده؛ آدیداس میگوید این پیراهن «طراحی مینیمال را با گرافیکی چشمگیر الهامگرفته از میراث فرهنگی غنی مکزیک ترکیب میکند». بیایید روراست باشیم: واقعاً چه خبر است؟ یک پیراهن سفید ساده با چند رنگ تریم جسورانه که با هویت کشور جور درمیآید. پیراهن خوبی است! ساده و تمیز، نه خیلی خستهکننده، و روی بازیکنان عالی دیده میشود… اما بیایید زیادی فلسفهاش نکنیم. ۱۸. سنگال جالب است. خود پیراهن نسبتاً خوب است و گرافیک «کالیدوسکوپی» روی آن هم خوب جواب داده، اما اگر نشان تیم را حذف کنید و از کسی بخواهید حدس بزند مربوط به کدام کشور است، احتمالاً بیشتر مردم میگویند کامرون. آیا این مشکل است؟ عجیب است که سنگال لباسی پوشیده که شبیه رقیب آفریقای غربیاش به نظر میرسد؟ آیا این یک طعنه پنهان به کامرون است که البته نتوانسته به این تورنمنت صعود کند؟ جواب این سؤالها: نمیدانم، شاید و تقریباً قطعاً نه، اما… هنوز هم قابل توجه است. ۱۷. پاناما جِی-جِی اوکوچا! استلیوس یاناکوپولوس! هِنریک پدرسن! ایوان کامپو! کوین نولان! گاهی این نامهای نوستالژیک ناگهان مثل یک موج به ذهن میآیند و این پیراهن پاناما… ببخشید، این پیراهن بولتون واندررز این حس را ایجاد کرده است. شاید اجتنابناپذیر بود که با بازگشت ریباک به طراحی کیت، سراغ خاطرات قدیمی خودش برود، اما واقعاً این همان پیراهن بولتون است. با این حال آن تیم زمانی خیلی خوب بود، پس شاید انتخاب هوشمندانهای باشد. ۱۶. انگلستان پیراهن خانگی یک شاهکار کامل است و این نسخه هرچند عناصر مشابهی دارد و ساختارش نزدیک است، اما به خوبی آن درنمیآید. کمی هم عجیب است که تقریباً همان طراحی پایه را گرفتهاند اما اینجا لوگو و نشان نایکی در مرکز قرار گرفته، نه روی دو سمت سینه. انگار تولیدکننده در لحظه آخر ترسیده که خیلی شبیه نسخه خانگی شده و گفته: «باید فرقش بدیم… لوگو وسط؟ باشه چرا نه؟» ۱۵. سوئد سوئد معمولاً از فرمول کلاسیک خودشان برای لباس دوم استفاده میکند—آبی با تریم زرد در برابر زرد با تریم آبی—و همیشه هم به آن برمیگردند. و اینجا هم دقیقاً جواب داده؛ با الگویی که دقیقاً مشخص نیست از کجاست (آدیداس فقط گفته «دهه ۱۹۷۰»)، اما وقتی خوب کار میکند، نیازی به توضیح بیشتر نیست. تنها ایراد کوچک یقه نسبتاً ضخیم آن است، که وقتی تنها ایراد یک پیراهن همین باشد، یعنی کارش را درست انجام داده. ۱۴ . پاراگوئه این یکی واقعاً… متفاوت است. ممکن است شبیه بوم تمرینی یک هنرمند گرافیتی انتزاعی به نظر برسد، اما گفته شده طرحها «از طبیعت کشور الهام گرفته شدهاند». این معمولاً نمونهای است از اینکه طراح اول لباس را ساخته و بعد یک داستان قشنگ برایش سر هم کرده تا به کشور ربطش دهد. اما در نهایت مهم این است که آیا خوب به نظر میرسد یا نه؛ و جواب اینجا این است: شاید همه نپسندند، اما قطعاً متفاوت است. ۱۳. کلمبیا این بهترین کار آدیداس در میان این موج عالی پیراهنهای خارج از خانه نیست، اما همین خودش چیز مهمی است چون هنوز هم واقعاً خوب است. ترکیب سبز و آبی و طرح روی بدنه بسیار چشمگیر است، اما تریم لیمویی روی یقه و سه خط آدیداس کمی اغراقآمیز به نظر میرسد؛ انگار کمی زیادی شلوغ شده باشد ۱۲. هلند مشکل پیراهن خانگی هلند این است که کمی بیش از حد چشمگیر و تند است و رنگ نارنجی آن شبیه لباس مسئولان جشنواره به نظر میرسد. این نسخه اما ظریفتر است و نارنجی را فقط در یک نوار پهن روی سینه و جزئیات یقه و آستینها استفاده کردهاند. کمی هم شبیه نسخه بازطراحیشده ترکیه است، اما در کل کار میکند ۱۱. آفریقای جنوبی خیلی قوی. این دقیقاً نمونهای است از اینکه چطور میشود جزئیات ظریف را روی یک پیراهن ساده اضافه کرد؛ خطوط هاشورخورده در کنار طرح شطرنجی کوچک ترکیب جذابی ساختهاند. تریم طلایی و شورت سفید هم به آن اضافه شده و نتیجه یک کیت بسیار زیباست. تنها مشکل این است که احتمالاً اصلاً فرصت پوشیدنش را پیدا نخواهند کرد چون در گروهی هستند که همه حریفانشان رنگهای مشابه دارند. ۱۰. ساحل عاج کاملاً دیوانهکننده. اینجا چیزهای زیادی در جریان است: در یکسوم بالایی، چیزی شبیه درختان نخل سبز که در ردیفهای منظم چیده شدهاند؛ بعد طرحهایی شبیه خورشیدهای درخشان نارنجی روشن؛ و پایینتر ترکیبی از هر دو، با درختان نارنجی و خورشیدهای سبز. اگر بخواهید منطقی تحلیلش کنید، وقت زیادی میگیرد و احتمالاً به نتیجه نمیرسید، پس بهتر است منطق را کنار بگذارید و فقط از این طراحی عجیب لذت ببرید. ۹. اسکاتلند عالی. جالب است که تولیدکنندهها خیلی کم پیش میآید صراحتاً بگویند یک طراحی «رترو» است… حتی وقتی کاملاً مشخص است که همینطور است. این یکی، برای مثال، ادای احترامی آشکار به لباس دوم اسکاتلند در اوایل دهه ۱۹۹۰ است؛ لباسی که خودش هم الهامگرفته از یکی از کیتهای دوم اوایل دهه ۱۹۸۰ بود، اما این موضوع در توضیحات آدیداس اصلاً ذکر نشده. شاید صرفاً میخواستهاند این تصور را ایجاد کنند که این یک ایده کاملاً جدید و ابتکاری است که خودشان به آن رسیدهاند. در هر صورت، اشاره به آن کیت تصمیم هوشمندانهای است، چون در بازار تولید نسخههای رترو بسیار محبوب بوده است. ۸. فرانسه عالی. رنگهای پاستلی در لباسهای فوتبال خیلی رایج نیستند؛ شاید به خاطر برداشت عجیب از مردانگی که میگوید یک «مرد واقعی» باید فقط رنگهای تند بپوشد، یا شاید هم صرفاً چون بازاریابی آنها سختتر است. اما اینجا واقعاً جواب داده است؛ رنگ فیروزهای روشن که با ترکیب قرمز، سفید و آبی به شکلی ظریف اما بسیار خوب کامل شده است. برای کیت تیمهای بزرگ معمولاً این سؤال مطرح میشود که «آیا چند سال بعد اگر با این لباس قهرمان شوند، مسخره به نظر خواهد رسید؟». در این مورد، واقعاً نه. ۷. تونس این فوقالعاده است. هر دو کیت خانگی و خارج از خانه تونس دارای طرحی روی آستین هستند که از «عقاب کارتاژ» الهام گرفته؛ حیوانی که لقب تیم تونس از آن گرفته شده و روی نشان ملی این کشور هم دیده میشود. روی کیت سفید خانگی، این طرح به خاطر خاکستری روشنش سخت دیده میشد، اما روی لباس قرمز خارج از خانه کاملاً عالی از کار درآمده است و تضاد رنگ سفید باعث شده جزئیات پرها و بالهای عقاب به خوبی دیده شوند. واقعاً بسیار خوب. ۶. اسپانیا زیبا. در این یکی نسبت به کیت خانگی، شلوغی کمتری وجود دارد و طرح پسزمینه روی بدنه اصلی، «گرافیکهای دستنوشته» که گفته میشود نماد «عمق فرهنگی زبان اسپانیایی» هستند، کمی سخت دیده میشوند مگر از نزدیک نگاه کنید، اما ترکیب رنگهای لبهها آن را به خوبی کامل کرده است. جالب اینجاست (و بله، شاید کلمه «جالب» اینجا کمی کشدار باشد) که رنگهای لبهها چیزی بین قرمز و زرد هستند، اما دقیقاً همان قرمز و زرد کلاسیک اسپانیا نیستند. ۵. بلژیک بلژیک سابقه خوبی در طراحی کیتهای خارج از خانه فوقالعاده دارد؛ از لباس آبی روشن عالی یورو ۲۰۱۶ گرفته تا طراحی الهامگرفته از فستیوالهای موسیقی در ۲۰۲۲، و این روند اینجا هم ادامه پیدا کرده است. گفته میشود این طراحی از هنر سوررئالیستی الهام گرفته و آن الگوهای نیمدایرهای صورتی قرار است «میراث هنری غنی» کشور را تداعی کنند، اما حتی بدون دانستن این توضیحات هم میشود زیبایی آن را تحسین کرد. نکته کوچک اما مهم این است که شورتها کاملاً ساده طراحی شدهاند؛ وقتی پیراهن شلوغ است، شورت باید ساده باشد تا همهچیز بیش از حد شلوغ نشود. آفرین به آدیداس. ۴. آلمان واقعاً زیبا. این یکی هم از دور خوب است و هم از نزدیک: از نزدیک میتوان طرحهای شِورون ظریف پسزمینه و سه الماس کوچک فیروزهای را دید که مثل قطره باران پخش شدهاند؛ از دور هم فقط یک رنگ آبی عمیق و چشمنواز با کنتراست خوب دیده میشود. یقه عالی است، جزئیات آستین هم بسیار خوب کار شده و در کل طراحی فوقالعادهای است. اگر بخواهیم خیلی سختگیر باشیم، شاید میشد جوراب تیرهتر استفاده شود تا کنتراست تیره- روشن- تیره بهتر شود، اما این واقعاً یک ایراد جزئی است. فوقالعاده. ۳. مراکش بله، واقعاً عالی است. این لباس از همان طرح کیت خانگی استفاده میکند، اما آنجا فقط در بخشهایی از یقه و سرآستین دیده میشد، در حالی که اینجا در مرکز پیراهن قرار گرفته و بسیار پررنگتر و جسورانهتر است. در واقع، این یک کیت خارج از خانه ایدهآل است: طراحی منحصربهفرد و متفاوت دارد، اما همچنان کاملاً قابل تشخیص به عنوان لباس مراکش است؛ چیزی که با رنگ قرمز و سبز کلاسیک این تیم تقویت میشود. کیت خانگی عالی بود، اما این حتی بهتر است. ۲. ژاپن یکی از دلایلی که این نوع رتبهبندی کیتها معمولاً جذاب است این است که معمولاً به اندازه کافی لباسهای خوب برای تحسین وجود دارد، چندتایی متوسط برای بیتفاوت رد شدن، و چندتایی بد برای شوخی و انتقاد. وقتی آدیداس کیتهای خارج از خانه جام جهانی را در نوامبر منتشر کرد، حتی به این فکر افتادیم که یک مطلب جداگانه دربارهشان بنویسیم، اما در نهایت منصرف شدیم؛ بخشی از این تصمیم به این خاطر بود که لباس بد چندانی برای نقد و شوخی وجود نداشت. کافی است به این پیراهن ژاپن نگاه کنید: واقعاً چشمنواز است، یک طراحی فوقالعاده که هم از یک الگوی شناختهشده استفاده کرده و هم آن را به اندازه کافی تغییر داده تا جذاب بماند. نمیدانم چه کسی قهرمان جام جهانی میشود، اما امیدوارم وقتی قهرمان میشود، همین لباس آدیداس را پوشیده باشد. ۱. کوراسائو واقعاً زیبا. کیت خانگی کوراسائو کمی ساده و رنگش هم کمی عجیب است، اما این یکی تقریباً بینقص است. رنگ زرد روشن آن به شکلی عالی با دو سایه آبی و جزئیات قرمز ترکیب شده و استفاده از سه خط روی شانهها با رنگهای متفاوت اینجا جواب داده است، همچنین یقه هم فوقالعاده طراحی شده است. اینکه این لباس، مربوط به کوچکترین کشوری که تا حالا به جام جهانی رسیده، در حال حاضر در وبسایت آدیداس ناموجود است، خودش همه چیز را میگوید. نکته اینجاست: آنها فعلاً قرار نیست در هیچکدام از سه بازی گروهی این لباس را بپوشند و با توجه به اینکه صعودشان به مراحل حذفی هم بعید است، ممکن است اصلاً این لباس را در زمین نبینیم. فراموش کنید قیمت بلیت و دخالتهای سیاسی و مشکلات ویزا—این واقعاً تراژدی اصلی این جام جهانی است.
دیدگاهتان را بنویسید