به گزارش ورزش سه، اتلتیکو مادرید در خانه خود با بازیکنی وداع کرد...
به گزارش ورزش سه، اتلتیکو مادرید در خانه خود با بازیکنی وداع کرد که اولین گل تاریخ این استادیوم را به ثمر رسانده بود؛ یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین مردان در تاریخ ۱۲۶ ساله این باشگاه. یک اسطوره که اسمش باید با حروف بزرگ نوشته شود. از آن دست فوتبالیستهایی که وقتی دههها بگذرد، هواداران با افتخار به فرزندانشان خواهند گفت: «من بازی او را از نزدیک دیدهام.» گریزمان به عنوان برترین گلزن تاریخ باشگاه (۲۱۲ گل) و چهارمین بازیکن از نظر تعداد بازی برای روخیبلانکو، با وجود کسب سه جام، هرگز به آن اندازه که شایسته کیفیت، شخصیت و وفاداریاش بود، پاداش نگرفت. اما قصه آنتوان گریزمان یکی از جذابترین داستانهای دنیای فوتبال است. درست مثل کتاب «شازده کوچولو» که لقب گریزمان (شازده کوچولو) از آن الهام گرفته شده است. این داستان درباره عشق هوادارانی است که روزی با رفتن این ستاره به بارسلونا احساس کردند به عشقشان خیانت شده؛ درباره خشم و بیتفاوتی آنها در روزهای ابتدایی بازگشت او؛ و در نهایت درباره شور و شیدایی بیحدومرزی که با تلاش و توبه او در زمین مسابقه دوباره زنده شد. امشب همه یاد آن جمله معروف همسرش، اریکا چوپرنا افتادند که سالها پیش با درایت به او گفته بود: «در اتلتیکو تو یک اسطوره خواهی شد، اما آنجا (در بارسا) فقط یک بازیکن معمولی مثل بقیه خواهی بود.» اریکا همه چیز را درست فهمیده بود. گریزمان با جادوی ساقهایش، دریبلها، ضربات پشت پا، تغییر مدلهای مو، لبخندها، انرژی مثبت و تعصب بیمثالش به این پیراهن، خودش را در تالار افتخارات ابدی باشگاه ماندگار کرد. تنها زمان مشخص خواهد کرد که او چه جایگاه دستنیافتنیای دارد؛ البته اگر کسی جرات کند و بخواهد به ارقام و رکوردهای او نزدیک شود.گریزمان وقتی برگشت، مثل روباه داستان هموطنش آنتوان دو سنتاگزوپری که به شازده کوچولو یاد داد پیوندهای واقعی با زمان و توجه ساخته میشوند، این اصل را کاملا درک کرد. او آمد، جنگید و آنقدر دوید تا عشقِ کسانی که روزی بیقیدوشرط دوستش داشتند را دوباره پس بگیرد. او موفق شد؛ به بهترین شکل ممکن هم موفق شد. قصه او، داستان بالغ شدن است. در دنیایی که بسیاری از فوتبالیستها مثل «پیتر پن» هرگز بزرگ نمیشوند، مسیر حرکتی این ستاره فرانسوی فراتر از سلایق عجیبش در آرایش مو، یک الگوی تمامعیار بود. او از آن پسربچه لوس و بیتفاوتی که روزی با غرور از درصد احتمال پیوستنش به منچستریونایتد صحبت میکرد، تبدیل به مردی شد که همین چند ماه پیش دست یک کودک با پیراهن روخیبلانکو را گرفت، او را به رختکن تیم برد و با تلی از هدایا راهیاش کرد؛ مردی که همین هفته پیش یک ساعت کامل ایستاد تا با صدها هواداری که برای خداحافظی به محل تمرین آمده بودند، عکس یادگاری بگیرد و امضا بدهد. یک الگو در تمام ابعاد؛ به خصوص برای بازیکنانی که امروز باید پرچم رهبری تیم را بالا ببرند اما مدام با صحبت از آینده و مقصد بعدیشان، وقت تلف میکنند. گریزمان حالا میتواند با گوشت و پوست خود به آنها بگوید که اسطوره شدن در اتلتیکو کار هر کسی نیست؛ باید واقعا خاص باشی و این جایگاه را داخل و خارج از زمین مایه بگذاری و به چنگ آوری، حتی بالاتر از هر جامی.
دیدگاهتان را بنویسید