به گزارش ورزش سه، خط خوردن متز سلز از فهرست تیم ملی بلژیک در نگاه...
به گزارش ورزش سه، خط خوردن متز سلز از فهرست تیم ملی بلژیک در نگاه اول تصمیمی منطقی به نظر میرسد، اما هرچه بیشتر به آن نگاه کنید، حس عجیبی به جا میگذارد. برای دروازهبان ناتینگهام فارست، این اتفاق بدون شک ضربهای بسیار سنگین بوده است. نه فقط به این دلیل که ناگهان از تیم کنار گذاشته شده، بلکه بیشتر به خاطر نوع پایان داستانش در تیم ملی بلژیک. سلز از سال ۲۰۱۵ در کنار شیاطین سرخ حضور داشت. در تمام این ۱۱ سال، تقریبا هیچوقت دروازهبان اول نبود و حتی بهندرت به عنوان گلر دوم شناخته میشد. او در دورهای حضور داشت که تیبو کورتوا و سیمون مینیوله دو چهره تثبیتشده و بزرگ درون دروازه بلژیک بودند. با این حال، سلز همیشه حضور داشت؛ بدون اعتراض، بدون گلایه و بدون اینکه نارضایتیاش را علنی کند. هر زمان هم که فرصت بازی پیدا کرد، ناامیدکننده ظاهر نشد. در سالهای اخیر چند بار به دلیل مصدومیت کورتوا به میدان رفت؛ نه نمایشی خیرهکننده داشت و نه دنبال جلب توجه بود، اما همیشه قابل اعتماد نشان داد. او دروازهبانی بود که میشد رویش حساب کرد. تقریبا هیچوقت اشتباه بزرگی نداشت و نمیشد ایراد خاصی از او گرفت. او دقیقا همان کاری را انجام میداد که از یک ملیپوش انتظار میرود؛ حرفهای بودن، آماده ماندن و کمک کردن هر زمان که تیم نیاز دارد. از نظر فنی البته میتوان دلایلی برای این تصمیم پیدا کرد. سنه لامنس در منچستریونایتد به عنوان دروازهبانی با استعداد بالا مطرح شده و نماد نسل آینده فوتبال بلژیک به حساب میآید. مایک پندرز هم فصل خوبی را در استراسبورگ پشت سر گذاشت و همراه با لامنس، یکی از چهرههای جدید خط دروازه بلژیک محسوب میشود. از این زاویه، تصمیم رودی گارسیا قابل درک است. او به آینده نگاه میکند و میخواهد نسل تازهای بسازد. جام جهانی هم بهترین فرصت برای آشنا کردن بازیکنان جوان با بالاترین سطح فوتبال دنیاست؛ حتی اگر فعلا در سایه باتجربهترها باشند. اما با این حال، یک سوال همچنان باقی میماند؛ آیا واقعا نمیشد این ماجرا شکل دیگری داشته باشد؟ نقش دروازهبان سوم در تورنمنتهای بزرگ معمولا بیشتر جنبه نمادین دارد؛ بازیکنی که اغلب اصلا فرصت بازی پیدا نمیکند، جایگاهی که معمولا به تجربه، شخصیت و وفاداری یک بازیکن در تیم پاداش داده میشود و دقیقا همینجا بود که متز سلز میتوانست انتخاب مناسبی باشد. برای او، این جام جهانی احتمالا آخرین تورنمنت بزرگ دوران حرفهایاش بود؛ فرصتی برای پایان دادن به سالها حضور وفادارانه در تیم ملی با یک خداحافظی آبرومندانه، چراکه سلز هر چیزی را که از یک ملیپوش انتظار میرود، ارائه داد؛ هیچوقت دعوت تیم ملی را رد نکرد، همیشه آماده بود و منافع تیم را بالاتر از هر چیز دیگری قرار داد. همین موضوع، این تصمیم را تلختر میکند. شاید از نظر فنی قابل دفاع باشد، اما از نظر انسانی بیش از حد سختگیرانه به نظر میرسد. گویا دوران حضور او در تیم ملی بدون خداحافظی، بدون تقدیر و بدون حتی یک لحظه دیده شدن روی بزرگترین صحنه فوتبال جهان به پایان رسیده است. سخت میتوان تصور کرد که این تصمیم بدون بحثهای جدی در فدراسیون گرفته شده باشد. وینسنت مانارت، مدیر فنی فوتبال بلژیک، قطعا در این تصمیم نقش داشته است. برنامه مشخص است؛ جوانگرایی، نگاه به آینده و سرمایهگذاری روی نسل بعد. اما گاهی این نگاه با جنبه انسانی فوتبال حرفهای برخورد میکند و شاید این دقیقا همان اتفاقی باشد که درباره متز سلز رخ داده است. حالا برای این دروازهبان باتجربه، تنها یک حس باقی مانده است؛ حس دیده نشدن. نه جام جهانی، نه خداحافظی باشکوه و نه حتی یک پایان نمادین برای سالها حضور در تیم ملی بلژیک. یک پایان ساده و ناگهانی. و شاید برای بازیکنی با این میزان وفاداری، میشد پایان زیباتری رقم زد.
دیدگاهتان را بنویسید