به گزارش ورزش سه، تصمیم عجیب و غریب اسکات بارنز، یک هوادار پر و...
به گزارش ورزش سه، تصمیم عجیب و غریب اسکات بارنز، یک هوادار پر و پاقرص استونویلا، دنیای فوتبال را تحت تاثیر قرار داده است؛ او برای تماشای اولین فینال اروپایی تیم محبوبش بعد از سال ۱۹۸۲، انگشتر الماس پدر مرحومش را به فروش گذاشت. او زمانی این تصمیم را گرفت که نامش روز سهشنبه در قرعهکشی بلیتفروشی فینال درآمده بود. اسکات میگوید فکر میکرد این اتفاق «هرگز و هرگز» رخ نخواهد داد. او که دارنده بلیت فصلی استونویلا است در گفتگو با برنامه رادیویی BBC WM اعتراف کرد اولین چیزی که به ذهنش رسید، ناتوانی در پرداخت هزینههای پرواز به استانبول بود؛ جایی که استونویلا باید در فینال لیگ اروپا به مصاف فرایبورگ برود؛ تیمی که پیش از این براگا را از دور رقابتها حذف کرده بود. راه حل این مساله را کلر، همسر اسکات پیدا کرد و او را به یاد انگشتر پدرش انداخت. بارنز با صرف هزینهای بیش از ۲۰ پوند برای بنزین زدن، راهی محله جواهرسازان بیرمنگام شد تا این یادگاری ارزشمند را بفروشد. یک انگشتر طلا با 9 نگین الماس که پدر او، جان بارنز، در سال ۱۹۸۸ خریده بود. اسکات پس از مراجعه به چندین جواهرفروشی، در نهایت موفق شد انگشتر را به همراه یک ساعت، به مبلغی بیش از ۶۰۰ یورو بفروشد. بارنز با بغض میگوید: «وقتی جواهرفروش پول را به من داد، همانجا توی مغازه زدم زیر گریه.» او توضیح داد که با وجود فروش این انگشتر، حلقههای ازدواج پدر و مادرش را برای همیشه نزد خود نگه خواهد داشت. رابطه اسکات با پدرش عمیق بود، به خصوص که جان در روزهای سخت سال ۲۰۰۹ و زمانی که اسکات به دلیل عوارض جراحی بایپس معده دچار سپتیسمی (عفونت خون) شده بود، از او حمایت کرد. اسکات آن روزها را به خاطر میآورد: «مجبور شدم دوباره راه رفتن را یاد بگیرم، هیچ کاری از دستم برنمیآمد و به همین دلیل مدتی طولانی به ورزشگاهی که عاشقش هستم، ویلاپارک، نرفتم.» اسکات با وجود معلولیت جسمی، تمام تلاشش را میکند تا در تمام بازیهای خانگی و بیرون از خانه ویلا حاضر باشد. جالب اینجاست که او توسط عموهایش با این باشگاه آشنا شد، چرا که پدرش «در تمام عمرش حتی یک مسابقه فوتبال هم تماشا نکرده بود». او همراه با آنها، قهرمانی استونویلا در جام باشگاههای اروپای ۱۹۸۲ در روتردام را از نزدیک دید؛ روزی که از آن به عنوان «بهترین روز زندگیاش» یاد میکند. ۴۶ سال پس از آن فینال تاریخی، بارنز پس از برنده شدن در قرعهکشی بلیت، به اطرافیانش گفت حتی فکر کردن به از دست دادن این بازی حالش را بد میکند. او میگوید: «تماشای بازی در هر جای دیگری، آن حس و حال را نداشت. فینال را میخواستم.» با نهایی شدن بلیتهای سفر به استانبول از مسیر کراکوف، هیجان و اضطراب او لحظه به لحظه بیشتر میشود. بارنز قلباً باور دارد که پدرش با این تصمیم موافق است: «او حتماً میگفت: آفرین، برو پسر.» داستان زندگی او خیلیها را تحت تاثیر قرار داده که یکی از آنها کایل بارتلی، کاپیتان سابق وستبرومویچ آلبیون است. بارتلی که در همان برنامه رادیویی حضور داشت، از فداکاری این هوادار شگفتزده شد و گفت: «خیلی دوست دارم بازیکنان بیشتر درباره این داستانها و تلاشهایی که برخی هواداران برای حضور در ورزشگاه انجام میدهند، بشنوند.» این فوتبالیست ادامه داد: «به تجربه میگویم، شنیدن چنین داستانهایی برای بازیکنان معنای زیادی دارد. وقتی آنها بدانند مردم برای حضور در ورزشگاه و حمایت از تیم چه کارهایی انجام دادهاند، قطعاً با انگیزه مضاعفی وارد زمین میشوند.»
دیدگاهتان را بنویسید