رئال مادرید در دردسر افتاده است. و وقتی رئال مادرید در دردسر است،...
رئال مادرید در دردسر افتاده است. و وقتی رئال مادرید در دردسر است، فلورنتینو پرس همیشه از اطرافیانش میپرسد: «آیا دلیلی برای بازگرداندن ژوزه مورینیو وجود دارد؟» چرا؟ چون استخدام مورینیو یکبار جواب داد. البته تا حدی. در سال ۲۰۱۰، رئال در موقعیتی غیرقابلتحمل قرار گرفته بود. آنها نهتنها توسط رقیب سرسختشان یعنی بارسلونا شکست میخوردند، بلکه توسط آنها تحقیر میشدند. بنابراین پرس به سراغ مورینیو رفت؛ همان «آقای خاص» خودخواندهای که تازه با شکست دادن پاسکارهای پپ گواردیولا در مسیر قهرمانی در لیگ قهرمانان با اینتر، همه را شوکه کرده بود. اولین الکلاسیکوی او به تحقیر کامل ختم شد، اما مورینیو بعداً توانست زیر پوست گواردیولا برود و به شکلی فضای سمی پیرامون یکی از سیاسیترین و پرشورترین بازیهای فوتبال جهان را افزایش دهد؛ تا جایی که حتی باعث ایجاد شکاف در تیم ملی اسپانیا شد. فضای خصمانه کاملاً با سبک بازی بدبینانه مورینیو هماهنگ بود و او به سه سال قحطی جام رئال پایان داد؛ ابتدا با شکست دادن شاید بهترین تیم تاریخ فوتبال در فینال کوپا دلری ۲۰۱۱، و سپس با پایان دادن به سلطه سهساله بارسلونا در لالیگا در سال بعد. با این حال، تا تابستان ۲۰۱۳ مورینیو رفت؛ و کسی خیلی از رفتن او ناراحت نبود. به جز پرس. در طول دورهای پرتنش، مورینیو تقریباً با همه افراد باشگاه از بازیکنان گرفته تا رسانهها درگیر شد، اما پرس در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶، ۲۰۱۸، ۲۰۲۳ و حالا دوباره به بازگرداندن او فکر کرده، و اکنون واقعاً در آستانه انجامش قرار دارد. پس آیا واقعاً زمان بازگشت مورینیو به رئال فرا رسیده؟ پرس بهوضوح احساس میکند بین امروز و ۲۰۱۰ شباهتهایی وجود دارد؛ و تا حدی هم درست است. رئال بار دیگر در آستانه پایان دادن به دومین فصل پیاپی بدون جام بزرگ قرار دارد؛ چیزی کاملاً غیرقابلقبول در برنابئو، و دوباره توسط تیم درخشان بارسلونا به رهبری یک مهاجم کوچک چپپا کنار زده شده است. اما مورینیو دیگر آن مردِ دارای «لمس طلایی» نیست. او همچنان حاشیهساز است، اما دیگر جام جمع نمیکند. او ۱۱ سال است که لیگ داخلی نبرده و آخرین جامش، لیگ کنفرانس ۲۰۲۲ بوده است. احتمالا استدلال پرس این است که مورینیو دقیقاً همان مربیای است که رئال نیاز دارد؛ شخصیتی کاریزماتیک که میتواند احترام ستارگان تیم را جلب کند و با وجود تردیدها درباره فلسفه قدیمیاش، بازیکنانی مثل کیلیان امباپه و دیگران به یک رهبر قدرتمند کنار خط نیاز دارند. همانطور که سرخیو راموس زمانی گفت: «در رئال، مدیریت رختکن از دانش تاکتیکی مهمتر است.» اما مورینیو اصلاً شبیه مربیان دو قهرمانی اخیر لیگ قهرمانان رئال (کارلو آنچلوتی و زینالدین زیدان) نیست. او بسیار تهاجمیتر و تقابلیتر است و فشار افراطیاش در نهایت باعث پایان زودهنگام دوره اولش در برنابئو شد. مورینیو اغلب (بدون اینکه کسی بپرسد) ادعا میکند یکی از معدود مربیانی است که خودش رئال را ترک کرده و این روایت همیشه توسط پرس هم تأیید شده است. پرس در سال ۲۰۱۳ گفت: «هیچکس اخراج نشده، این یک توافق دوطرفه است. تصمیم گرفتیم رابطهمان را پایان دهیم.» اما این جدایی اصلاً دوستانه نبود. کمتر از یک سال پس از تمدید قرارداد تا ۲۰۱۶، موقعیت مورینیو غیرقابلادامه شده بود. در ژانویه ۲۰۱۳، پرس حتی یک نشست خبری بیسابقه برگزار کرد تا گزارشی از مارکا را تکذیب کند مبنی بر اینکه چند بازیکن بزرگ، از جمله ایکر کاسیاس و راموس، تهدید کردهاند اگر مورینیو برکنار نشود، باشگاه را ترک میکنند. اما حتی پیش از اعلام رسمی جدایی در چهار ماه بعد، مشخص بود که او رختکن را از دست داده است. در واقع، روشهایی که مورینیو با آنها در پورتو، چلسی و اینتر موفق شده بود، در رئال به ضررش تمام شد. «ذهنیت محاصره» محبوب او فقط تا مدتی جواب میداد. همان فضای بیاعتمادی و بیاحترامی که خودش ایجاد کرده بود، در نهایت وارد رختکن شد و بازیکنان علیه او شدند. کاسیاس درباره نیمکتنشینیاش در فصل ۲۰۱۳ سکوت کرد، اما پهپه نارضایتی خود را علنی کرد. پاسخ مورینیو این بود که پهپه از اینکه جایگاهش به رافائل واران نوجوان داده شده، ناراحت است. راموس نیز پشت صحنه مهارتهای فوتبالی مورینیو را مسخره میکرد و بعداً وقتی آنچلوتی آمد، گفت: «میشود فهمید او مرد بزرگی بوده است.» بیشتر بخوانید: واکنش اسطوره رئال مادرید به بازگشت مورینیو/ کاسیاس: نظر من که ۹۹ درصد کپی نظر کروس است راموس همچنین این ادعا را زیر سؤال برد که مورینیو پایههای موفقیتهای بعدی رئال در لیگ قهرمانان را ساخته است. مورینیو حتی گفته بود پرس از او خواسته بماند: «نرو، کار سخت را انجام دادهای و قسمت خوبش مانده.» اما راموس گفت مورینیو هیچ نقشی در چهار قهرمانی رئال بین ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ نداشت: «فکر نمیکنم هیچ ربطی داشته باشد. برعکس، در واقع…» این ادعا که مورینیو ممکن است حتی مانع پیشرفت رئال بوده باشد، شاید اغراقآمیز باشد، اما واضح است که تیم با آمدن یک چهره آرامتر مثل آنچلوتی سود زیادی برد. تصور اینکه بازگشت مورینیو بتواند ثباتی ایجاد کند دشوار است، آن هم پس از فصلی پرآشوب که طی آن ژابی آلونسو اخراج شد و با حضور آلوارو آربلوا، بحران در رختکن به اوج رسید. اضافه شدن مورینیو به این شرایط فقط تنش را بیشتر میکند؛ مثل ریختن بنزین روی آتش. به همین دلیل کاسیاس گفته بهشدت مخالف این ایده است. همچنین با اینکه امباپه شاید پستی در اینستاگرام درباره مورینیو را لایک کرده باشد، به نظر میرسد وینیسیوس جونیور چندان علاقهای به کار کردن با مربیای ندارد که پیشتر او را به تحریک رفتارهای توهینآمیز علیه خودش متهم کرده بود. حامیان مورینیو میگویند او «تنها گزینه مناسب» برای بازگرداندن نظم است، اما او این روزها بیشتر با شکایت از داوران و ایجاد جنجال شناخته میشود؛ هرچند پرس شاید این را یک مزیت بداند. بااینکه طبق گزارشها همه اعضای هیئتمدیره از بازگشت او حمایت نمیکنند، این موضوع الزاماً مانع ورود او نخواهد شد. پرس همچنان فرد اصلی در تصمیمگیری است و اعتقاد قدیمیاش به نیاز تیم به «رهبر» نه صرفاً «تاکتیسین»، با شکست پروژه آلونسو تقویت شده است. اما صرف اینکه مورینیو هنوز در صدر لیست اوست، خود نشانهای محکومکننده از استیصال پرس و کمبود ایدههایش است. همانطور که دیدار پاریسنژرمن و بایرن مونیخ نشان داد، فوتبال از دوران مورینیو عبور کرده است. همین باعث میشود رئال واقعاً در دردسر بزرگی باشد؛ چون بازگرداندن مورینیو حتی در ۲۰۱۵ هم تصمیم بدی بود، اما حالا حتی بدتر از آن است. این مطلب را هم از دست ندهید: خشمگینترین ورژن فلورنتینو پرس در جنجالیترین نشست رئال/ حمله به بارسلونا و اتلتیکو؛ قهرمانیها را از من دزدیدند!/ خانم خبرنگار شما بپرس، چون بقیه زشت هستند!
دیدگاهتان را بنویسید