به گزارش ورزش سه، مادرید در حالی به پایان یکی از پرتنشترین...
به گزارش ورزش سه، مادرید در حالی به پایان یکی از پرتنشترین فصلهای سالهای اخیرش نزدیک میشود که حالا بیش از هر زمان دیگری، نام ژوزه مورینیو حوالی سانتیاگو برنابئو شنیده میشود؛ مربیای که این بار، برخلاف گذشته، قرار نیست هدایت تیمی تشنه افتخار را برعهده بگیرد، بلکه باید رختکنی پرتنش و باشگاهی زخمی را دوباره سرپا کند. هواداران رئال مادرید طی یک دهه اخیر معمولاً در این مقطع از سال بیشترین حد فشار و استرس را تجربه میکنند، اما آنها در طول این فصل، جز سه یا چهار بازی، از تماشای تیمشان لذت نبردند. مادریدیها بدون اینکه واهمهای از شکسته شدن رکوردشان داشته باشند، با حسرت تمام به مانیتورها زل میزنند و نمایش رقبایشان را با حسادت تماشا میکنند. آنها در عین حال که برای اتمام این فصل کابوسوار لحظهشماری میکنند، امشب و در فاصله تنها سه هفته تا پایان فصل، در موقعیت عجیبی قرار گرفتهاند. شاگردان آربلوا از یکسو این فرصت را دارند تا با شکست بارسا، مقابل چشمان طرفدارانش تا حدی زخم عمیق این فصل را التیام ببخشند؛ اتفاقی که البته بسیار دشوار به نظر میرسد. اما از سوی دیگر، شاگردان فلیک برای برپایی جشن قهرمانی مقابل دیدگان رقیب سنتیشان تنها به یک تساوی احتیاج دارند. *در برهه کنونی، آنچه درباره باشگاه رئال مادرید میتوان با صراحت گفت، اخراج آلوارو آربلوا در پایان فصل است؛ اتفاقی که البته رخدادهای امشب نیز میتواند آن را تسریع کند. در شرایطی که پاریسنژرمن، بارسلونا، آرسنال و منچسترسیتی بهعنوان مدعیان احتمالی فصل آینده، بعید است تغییری در کادر فنی خود ایجاد کنند، پرز و مشاورانش باید هرچه زودتر تیم را به سرمربی فصل بعد بسپارند. از بین تیمهای فوق، تنها لوئیس انریکه ممکن است پس از فتح گلاسگو، به دنبال چالشی جدید در لیگی معتبرتر باشد که در صورت تحقق این سناریو، احتمالاً شاهد یک گودبایپارتی باشکوه در جوار برج ایفل خواهیم بود؛ از آن جشنهایی که به هر باشگاهی هویت میبخشد. به هر حال، حضور مجدد پاریسیها در فینال، فارغ از هر نتیجهای، برای ناصر الخلیفی یک دستاورد ارزشمند محسوب میشود. او با پروژه جدیدی که همراه با لوئیس انریکه تعریف کرده، حالا به یکی از مهمترین چهرههای فوتبال اروپا تبدیل شده است. البته او نیز مثل بسیاری از مالکان باشگاهها، اشتباهات بزرگی داشته که امری طبیعی در فوتبال حرفهای است. *علیرغم اینکه برآیند کارنامه فلورنتینو پرز در دوران ریاستش بر مادرید درخشان بوده، اما با نگاهی به فهرست مربیانی که در دوران او اجازه نشستن روی نیمکت لوس بلانکوس را یافتهاند، متوجه میشویم که او نیز در انتخاب سرمربی، چندان مدیر صبور و خوشسلیقهای نیست. با این حال، به نظر میرسد از میان تمام انتخابهای نادرست، انتصاب آلوارو آربلوا بزرگترین اشتباه حرفهای او در مقام ریاست باشگاه رئال مادرید بوده؛ تصمیمی که بیشباهت به خودکشی نبود. یک فصل بدون جام، ناکامی در پنج تورنمنت طی یک فصل فوتبالی، دو شکست مفتضحانه در الکلاسیکو یا به تعبیر دیگر، واگذاری نبرد تاجگذاری لالیگا از ماه آوریل به دشمن قسمخورده، حذف در دور اول جام حذفی مقابل یک تیم گمنام دسته دومی و حذف در الکلاسیکوی اروپایی مقابل بایرن مونیخ که در نهایت موجب سوختن دو تن از سرمایههای باشگاه شد؛ مجموعهای از اتفاقات که کمتر از یک خودکشی فوتبالی نیست. *قطعاً این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد. فلورنتینو پرز، موفقترین رئیس تاریخ باشگاه، پیش از این فصل نیز چهار فصل بدون جام را تجربه کرده است: (۰۵-۲۰۰۴، ۰۶-۲۰۰۵، ۱۰-۲۰۰۹، ۲۱-۲۰۲۰ و به احتمال زیاد ۲۶-۲۰۲۵). اما این بار شاهد شکافی بزرگ در ساختار باشگاه هستیم؛ مسئلهای که مادریدیها را نگران کرده است. اخراج عجولانه یکی از ارکان فتح «لا دسیما» ــ هرچند خودش به دیدار فینال نرسید ــ هنوز برای بسیاری قابل هضم نیست؛ جامی که اولتراسورها، هواداران افراطی رئال مادرید، معتقدند در تقدیر این باشگاه نوشته شده بود. جام ارزشمندی که به دنبال آن، پنج قهرمانی دیگر در لیگ قهرمانان اروپا نیز از راه رسید. هنوز صحبتهای یکی از هواداران پس از قهرمانی بیرون ورزشگاه دالوژ در خاطرم مانده که خطاب به همشهریهایش میگفت: «تقدیر را نمیتوان تغییر داد؛ حتی اگر ۹۲ دقیقه و ۴۷ ثانیه عقب باشید، حتی اگر دیگو گودین، سرزنترین مدافع وقت دنیا را داشته باشید، باز هم محکوم به تسلیم هستید.» همین دسته از هواداران هستند که ایکر کاسیاس را «سن ایکر» صدا میزنند، چراکه او در قامت کاپیتان، هرآنچه داشت برای باشگاه و کشورش به ارمغان آورد. شاید او بیش از هر کسی مخالف بازگشت آقای خاص باشد. این روزها که هر لحظه احتمال بازگشت ژوزه به مادرید بیشتر میشود، هواداران رئال نگران پاشنه آشیل تیمشان هستند؛ اینکه آیا او این بار، پیش از ساختن تیمی در اندازههای قهرمانی اروپا، از پس کنترل رختکن برمیآید یا نه؛ آن هم با توجه به اتفاقاتی که این فصل شاهدش بودیم. او در آخرین فصل حضورش در مادرید، بدون توجه به عواقب تصمیمش، برای کاسیاس شمشیر را از رو بست و او را به دلایل غیرفنی نیمکتنشین کرد. تیم تا پایان فصل نتوانست از زیر فشار خردکننده آن تصمیم خارج شود و در نهایت جدایی ایکر رقم خورد. با این حال، ژوزه آنقدر باهوش بود که علیرغم ناکامی در اروپا، راه بازگشت را برای خودش باز بگذارد؛ اتفاقی که در مادرید نمونههای مشابه زیادی دارد. *او در حالی به عقد قرارداد با رئال نزدیک میشود که کنترل فضای رختکن، سختتر و تعیینکنندهتر از قبل شده است. علاوه بر ژوزه مورینیو، در فصل جاری هر دو مربی جوان نیز بهنوعی قربانی همین فضا شدند. بهمحض ایجاد تنش میان ژاوی آلونسو و ائتلاف والورده ــ وینیسیوس، تیم از ریتم افتاد و زمینه جدایی ژاوی از تیم فراهم شد. اخیراً نیز اتفاق تلخی که میان دو مهره باتجربه و آن هم مقابل چشم سرمربی رخ داد، دیگر جایی برای هیچ توضیحی باقی نگذاشت. البته مدیران باشگاه تلاش کردند بدون مماشات با عوامل این فاجعه در آستانه الکلاسیکو، سنگینترین جریمه انضباطی تاریخ باشگاه را برای فده و شوآ تعیین کنند، اما هنوز مشخص نیست رئالیها تا کجا باید تاوان اشتباهات فاحش مدیرانشان را بپردازند. *شاید اگر برنامههای پیشفصل با جام جهانی باشگاهها تداخل پیدا نمیکرد، ژاوی آلونسو میتوانست تیمی بسیار بهتر و باانگیزهتر بسازد؛ چراکه او در آلمان و بایرلورکوزن موفق شده بود طی دو فصل، از «لوزرها» یک «نورلوزر» بسازد و بدون حتی یک شکست، پس از ۱۲۴ سال برای نخستین بار در تاریخ باشگاه، سپر بوندسلیگا را به ارمغان بیاورد. اما برگزاری آن تورنمنت کل فصل را تحت تأثیر قرار داد. همچنین سپردن بازوبند کاپیتانی به فده والورده با ملیتی غیر اسپانیایی، علاوه بر تأثیر روی عملکردش، رختکن را هم دلسرد کرده بود. ضمن اینکه دنی کارواخال نیز پس از جدایی ناچو و لوکا مودریچ نشان داد انگیزه کافی برای جنگیدن و ایجاد اتحاد میان بازیکنان را ندارد؛ چراکه بیشتر مسابقات را از روی سکوها یا نیمکت دنبال میکرد و هرگز نتوانست اعتماد کامل کادر فنی را جلب کند. هرکدام از این دلایل شاید برای دادن یک فرصت دیگر به ژاوی آلونسو کافی بود، اما پرز پس از شکست در الکلاسیکو دیگر طاقتش طاق شده بود و حکم اخراج سرمربی را امضا کرد. *اینکه چرا فلورنتینو پرز، جمعی از بهترین بازیکنان دنیا را تنها به دلیل درخشش آربلوا در رئال کاستیا به او سپرد، معمایی عجیب است که هنوز کسی پاسخی برای آن ندارد. اگر تصور او تکرار افسانه زیدان بوده، باید گفت سخت در اشتباه بوده است؛ چراکه برای رد این الگوی تقریباً تکرارنشدنی، هزاران دلیل ریز و درشت وجود دارد. یک فصل بدون جام و این همه اشتباه، دیگر جایی برای خطا باقی نگذاشته است. آنها حالا حتی به درایت «ال بویتره» یا همان امیلیو بوترانگوئنو نیز شک کردهاند و معتقدند او برای حفظ جایگاهش بیش از حد با رئیس باشگاه مماشات میکند. *یکی از نکاتی که باعث میشود برخی هواداران نسبت به موفقیت دوباره آقای خاص تردید داشته باشند، شکل ورود مورینیو به باشگاه است؛ بازگشتی که تفاوتهای زیادی با دفعه قبل دارد و همین موضوع، قطعاً روی پذیرش و حمایت از او چه نزد هواداران و چه نزد بازیکنان تأثیرگذار خواهد بود. دفعه قبلی، او پس از ثبت یک سهگانه تاریخی با اینتر و در اوج دوران حرفهایاش وارد سانتیاگو برنابئو شد، اما این بار ماجرا کاملاً متفاوت است. مورینیو توانست از سه تقابل این فصلش با رئال در جام باشگاههای اروپا بهترین استفاده را ببرد و رئیس باشگاه را برای اعتماد دوباره وسوسه کند؛ مخصوصاً با نمایش فوقالعادهای که در لیسبون مقابل رئال ارائه داد. پاسخ ژوزه به سؤال یکی از خبرنگاران پرتغالی درباره احتمال هدایت دوباره مادرید نیز بر حجم گمانهزنیها افزود: ژوزه مورینیو: «در هر شرایطی نمیتوان از پیشنهاد سرمربیگری پرتغال و باشگاه رئال مادرید گذشت.» بنا به گفته خودش، طبق یکی از بندهای توافق با بنفیکا، پس از پایان فصل تنها ۱۰ روز فرصت دارد تا تیم جدیدش را معرفی کند. حالا باید منتظر ماند و دید طی روزهای آینده چه تصمیمی درباره یکی از داغترین نیمکتهای فوتبال جهان گرفته خواهد شد. *در ابتدای مطلب اشاره کردیم که هواداران رئال فعلاً نگرانی زیادی بابت نزدیک شدن رقبا به رکورد تاریخیشان ندارند، اما فراموش نکنید اگر پاریسیها بتوانند از عنوان قهرمانیشان دفاع کنند، در کنار رئال به دومین تیم تاریخ جام باشگاههای اروپا تبدیل خواهند شد که موفق شدهاند از عنوان خود دفاع کنند؛ هرچند فرمت مسابقات تغییر کرده است. به همین دلیل، احتمالاً بیشتر مادریدیستاها در فینال طرفدار توپچیهای لندن خواهند بود. ضمن اینکه نباید فراموش کرد لوئیس انریکه از نگاه آنها، تا ابد یک یاغی باقی خواهد ماند. کیاوش عزیزی
دیدگاهتان را بنویسید