به گزارش ورزش سه، گاهی اوقات خستهکننده و حتی خجالتآور...
به گزارش ورزش سه، گاهی اوقات خستهکننده و حتی خجالتآور میشود که «آقای خاص» باشی و با تو مثل یک فرد استثنایی رفتار کنند. این را ژوره مورینیو میگوید. آقای خاص که این روزها هدایت بنفیکا را بر عهده دارد، به عنوان سفیر تبلیغاتی یک شرکت بیمه به میلان بازگشت تا در تیزرهایی بازی کند که به زودی از تلویزیون پخش میشوند. او درباره این تجربه میگوید: «دوست ندارم وقتی بدون رزرو وارد رستورانی میشوم، جادویی اتفاق بیفتد و یک میز برای من و همراهانم پیدا شود. فکر میکنم اگر من آدم مشهوری نبودم، این اتفاق نمیافتاد و به همین خاطر است که از این شرایط خوشم نمیآید.» همین دیدگاه باعث شده او در تیزرهای جدیدش، نقشی متفاوت ایفا کند؛ مردی که با وجود عادت به پیشرو بودن، این بار پشت سر مشتریان منتظر میماند تا خدمات دریافت کند. او میگوید ساعتها جلوی دوربین ایستاده تا صحنههای سی ثانیهای را تکرار کند: «شاید برای شما تماشای این ویدیوها سرگرمکننده باشد، اما من ساعتها تکرار کردم چون مربیگری یعنی همین؛ یعنی تلاش برای رسیدن به کمال. در تمرین هم به بازیکنانم مدام میگویم: فقط یک بار دیگر. عین کارگردانی که دائم به بازیگرانش کات میدهد.» در مراسم رونمایی از این کمپین، هواداران زیادی برای دیدن معمار سهگانه اینتر جمع شده بودند. یک هوادار با پیراهنی که روی آن نوشته شده بود «من برای میلان زیادی جذاب هستم» (کنایه به باشگاه میلان؛ روسونری)، لبخند شینطتآمیز مورینیو را به همراه داشت. در ادامه، متن کامل پرسش و پاسخ با این مربی بزرگ را میخوانید: چند وقت بود که در میلان حضور نداشتید؟خیلی وقت بود. آخرین بار دو سال پیش به عنوان سرمربی رم اینجا بودم. سه مکان محبوب شما در این شهر کدامند؟(کمی فکر میکند و لبخند میزند) من واقعاً در میلان زندگی نکردم. انتخاب اول من سنسیرو است، چون خانه من بود و شادیهای زیادی به من داد. دوم، هتل پرینسیپه دی ساوویا، چون وقتی برای امضای قرارداد با اینتر آمدم آنجا اقامت داشتم و در نهایت کلیسای دوومو؛ چون آنجا محل جشن گرفتن بعد از پیروزی است، جایی که حس میکنی کارهایت را درست انجام دادهای. اما واقعیت این است که من در سرنوبیو زندگی میکردم، تمام روزم در مرکز تمرینی آپیانو جنتیله میگذشت و مدرسه فرزندانم در لوگانو بود. واقعاً زندگی من در میلان جریان نداشت. برای مثال، من هرگز از قلعه اسفورزسکو دیدن نکردم. اگر بخواهید داستان زندگیتان را به عنوان یک انسان و یک مربی روایت کنید، از کجا شروع میکنید؟اگر بخواهم خودم را به عنوان یک انسان تعریف کنم، از اتفاقی شروع میکنم که طبیعتاً آن را به یاد نمیآورم اما مشخصاً مسیر زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده است. من در خانه و نه در بیمارستان به دنیا آمدم و آن روز پدرم که فوتبالیست بود، بازی داشت. خلاصه اینکه او در لحظه زایمان مادرم همراه با تمام همتیمیهایش به خانه برگشت، مرا دید و دوباره برای بازی رفت. شاید به همین خاطر است که تصمیم گرفتم مربی شوم. ریسک بزرگ برای خروج از زیر سایه فنخال چرا مربیگری را انتخاب کردید؟من دستیار فنخال در بارسلونا بودم. وقتی رئیس من (عین عبارت مورینیو همین بود، رئیس من) تصمیم گرفت باشگاه را برای هدایت تیم ملی هلند ترک کند، باید تصمیم میگرفتم که باز هم به دنبال یک رئیس دیگر باشم یا ریسک کنم و هدایت یک تیم را شخصاً بر عهده بگیرم. تصمیم گرفتم که آن لحظه، وقت ریسک کردن است. پیروزیای که بیش از همه به آن افتخار میکنید؟پیروزی بعدی. سختترین تصمیمی که به عنوان مربی گرفتید؟جدایی از اینتر. اگر امروز بود، دوباره آن کار را انجام میدادید؟بله، چون با اینتر تازه قهرمان چمپیونزلیگ شده بودم، آن هم بعد از فتح اسکودتو و جام حذفی در همان فصل. واقعاً دوران سختی بود و بعد از آن هم به رئال مادرید رفتم. آیا انتظار داشتید کیوو، یکی از بازیکنان شما در سال فتح سهگانه، به این سرعت در مربیگری به جایگاه بالایی برسد؟زمانی که بازی میکرد، داخل زمین استایل مربی نداشت، اگر این چیزی است که میخواهید بدانید. او مسیر یادگیری را طی کرده و اینطور نبوده که دیروز بازی را کنار بگذارد و امروز مربی شود. سه فصل سرمربی جوانان اینتر بود، خودش را آماده کرد و در اولین تجربه روی نیمکت بزرگسالان در پارما هم خیلی خوب کار کرد. امسال هم کمی بخت با او یار بود چون هیچکدام از رقبا واقعاً رقیب قدرتمندی برای اسکودتو نبودند؛ نه ناپولی موفق شد، نه میلان که در دوره گذار است و نه یووه. اما در هر صورت پیروز شدن به شما اعتبار میدهد. لائوتارو را دوست دارم اما عاشق میلیتو هستم بازیکنی در این اینتر هست که دوست داشتید در تیم فاتح سهگانه خودتان داشته باشید؟من بازیکنان زیادی را در این اینتر دوست دارم، اما هیچکدام از آنها را در تیم فاتح سهگانه بازی نمیدادم. آیا لائوتارو برای شما حکم میلیتو را دارد؟من میلیتو را ترجیح میدهم. عاشق لائوتارو هستم، اما میلیتو را سه برابر بیشتر دوست دارم چون او یکی از مردان فاتح سهگانه بود. میلیتو یکی از کسانی بود که بیشترین خدمات را به من داد. مسابقهای هست که بخواهید دوباره بازی کنید تا انتقام بگیرید؟نیمهنهایی چمپیونزلیگ ۲۰۰۵ بین لیورپول و چلسیِ من؛ وقتی با یک گل نادرست از لوئیس گارسیا حذف شدیم، در حالی که توپ وارد دروازه نشده بود. اگر تکنولوژی خط دروازه بود، ما پیروز میشدیم و به فینال میرفتیم. بحث بین طرفداران بازی زیبا و مربیان نتیجهگرا چقدر برای شما اهمیت دارد؟مربی زیباپسندی که پیروز میشود را دوست دارم، اما مربی زیباپسندی که میبازد را نه. ایدههای مربی مهمتر است یا کیفیت بازیکنان؟هر دو اهمیت دارند، اما کیفیت بازیکنان مهمتر است. آیا انتقادی بوده که به شما آسیب بزند یا همیشه در برابر انتقادات نفوذناپذیر بودهاید؟مهم این است که بدانی کی هستی، فارغ از قضاوت دیگران، چه در روزنامهها باشد و چه از طرف مردم عادی. البته خواندن مطالب خوب خوشایندتر است، اما نه، هیچ انتقادی نبوده که مرا آزار دهد یا به طور خاص باعث رنجم شود. با بالا رفتن سن، نسبت به خودتان و دیگران مهربانتر شدهاید؟نسبت به دیگران بله، اما نسبت به خودم نه. زانیولو شما را یک استاد توصیف میکند که میتواند اتفاقات بازی را پیشبینی کند و مدعی است تقریباً همیشه درست میگویید.(میخندد) تقریباً. به هر حال یک چیزی که پیشبینی کرده بودم و اتفاق افتاد، همین بود که زانیولو گل پیروزیبخش را در فینال کنفرانس لیگ بین رم و فاینورد میزند. استایل مربیان روی نیمکت و ظرافت زیدان شما بارها علیه داوران، به خصوص در ایتالیا، موضع گرفتهاید. حالا فوتبال ما با رسوایی دیگری در مورد داوران روبروست.فوتبال همهجا همین است. شما در مقایسه با دیگران، این توانایی را دارید که هر از چند گاهی خانهتکانی کنید. مفهوم ظرافت از نظر شما چیست؟ظرافت یعنی با خودت در آرامش باشی و بدانی چطور با هر موقعیت و محیطی سازگار شوی. برای مثال، فکر میکنم یک مربی روی نیمکت باید راحت باشد. او دارد کار میکند و اگر کراوات یا بلیزر را دوست ندارد، باید راهی برای راحتی پیدا کند. اما از مربیای که مثل دلقکها لباس میپوشد خوشم نمیآید. شاید این یک موضوع فرهنگی باشد، اما در بسکتبال که در محیط بسته و گرم بازی میشود، مربیان همیشه با تیپهای فوقالعاده ظاهر میشوند. من کراوات دوست ندارم، نه در زندگی روزمره و نه روی نیمکت. اما وقتی همکارانی را میبینم که روی نیمکت طوری ظاهر میشوند که انگار تازه از مدرسه، دیسکو یا کافه با دوستانشان بیرون آمدهاند، خوشم نمیآید. این را نوعی بیاحترامی به جایگاهی میدانم که در آن لحظه دارید. کدام بازیکن در زمین نماد ظرافت است؟بلافاصله زیدان به ذهنم میآید. مارکو ماتراتزی از دستم عصبانی خواهد شد، اما تماشای بازی زیزو واقعاً لذتبخش بود. در کدامیک از شهرهایی که در آن بودهاید دوست دارید بقیه زندگی خود را بگذرانید؟مهمترین چیز بودن در کنار کسانی است که دوستشان دارم، حتی اگر در صحرای آفریقا باشد. اما برای من، زیباترین شهر جهان رم است. پرتغال در جام جهانی تا کجا پیش میرود؟پرتغال میتواند هر کاری انجام دهد. آنها نسل فوقالعادهای دارند و یک سال پیش لیگ ملتها را بردند. در ۲۰۱۶ قهرمان اروپا شدیم و این نسل از نظر فنی از آن تیم هم برتر است. البته برزیلِ کارلو آنچلوتی و آرژانتین هم هستند، اما پرتغال میتواند قهرمان این جام جهانی شود. آیا درست است که ایران در جام جهانی به میزبانی آمریکا، کشوری که با آن در وضعیت خاصی قرار دارد، شرکت کند؟سیاست یک چیز است و ورزش چیزی دیگر. پسران ایرانی که جواز حضور در جام جهانی را کسب کردهاند، آن هم در جام جهانیای با تیمهای زیاد، لیاقت این را دارند که در آن بازی کنند.
دیدگاهتان را بنویسید