به گزارش ورزش سه، دراگان اسکوچیچ در شرایطی که عزیزان و...
به گزارش ورزش سه، دراگان اسکوچیچ در شرایطی که عزیزان و موردعلاقههایش در زندگی کنارش بودند، صبح زود با چمدانهای بسته از هتل تورچ خارج شد تا ماشین تشریفات او را مقابل فرودگاه دوحه پیاده کند. سفری برای بازگشت به ریهکا، زادگاه. چهار هفته پیش، در شرایطی که بازیکنان تراکتور بهدلیل رخدادهای ناگهانی و قطع سراسری اینترنت از حضور در تمرین امتناع کرده و قصد ترک تبریز را داشتند، سرمربی کروات تصمیم گرفت کنار تیمش بماند اما از فردای شکست تیم مقابل قطر دیگر نظر او به ماندن نبود. در این بین تلاشهای مکرر از همه سو برای تغییر عقیده سرمربی هم بینتیجه پیش میرفت. چند روزی طول کشید و نهایتا قصه به سر رسید. یک امضا و سپس گشت و گذار در دوحه و در نهایت خداحافظی از تیم و جدایی. * فقط شش هفته زمان لازم بود که یک مربی با پاسپورت کروات و با سابقه هدایت تیم ملی ایران جهت باد را در تبریز تغییر بدهد . تیم او برای اولین بار در هفته ششم فصل گذشته و پس از برد ده نفره مقابل سپاهان مورایس به صدر جدول لیگ رسید و با وجود چند لغزش و دو شکست خانگی مقابل ذوب آهن محمد ربیعی و شمس آذر رضا مهاجری دوباره در هفته یازدهم به صدر برگشت. تیم او تا هفته نوزده چند هفتهای در رقابت با سپاهان و پرسپولیس، بازهم به رتبه دوم سقوط کرد اما از هفته 19 تا پایان لیگ آنها دستنیافتنی و دور از دسترستر شدند و در نهایت در آستانه شکستن رکورد امتیازی لیگ با یک قهرمانی زودهنگام لیگ را به اتمام رساندند. * دراگان اسکوچیچ را یک ایجنت تحصیلکرده به ایران آورد. او ناامید از همه جا قصد داشت آخرین شانسش را در ایران امتحان کند. مقصد او ملوان بود درحالیکه بیماری گوارشی و مسائل حقوقی مربوط به جدایی از همسر اول روزگارش را تیره کرده بود. اما کمی قبل از اخراج از ملوان در لحظات آخر بازی مقابل گسترش فولاد ناگهان ورق برگشت و قوی سپید اوجی استثنایی را با او تجربه کرد. * شاید برای دوستان نزدیک، موفقیت دراگان در تراکتور کاملا قابل پیشبینی بود. آنها او را از زمان حضور در ملوان، فصل اول فولاد، نفت آبادان و تیم ملی دنبال کرده بودند و میدانستند چه مربیای به پرتماشاچیترین تیم ایران اضافه شده. یک مربی بااعتماد بهنفس بدون ادا و اطوار و مصمم. متولد 1968، کسی که مثل خیلی از ما جنگ و نبرد و سفر و مهاجرت را در زندگی تجربه کرده و با ارزشهای خانوادگی و دانش و میل شدید به کار زندگی کرده است. او در سختترین روزهای زندگی حرفهای در تیم ملی ایران در مسیر همکاری با آدمهای عجیبی مثل رییس اسبق و خرافاتی فدراسیون که هیچ اعتقادی به او نداشت و گروهی از بازیکنان که خلق و خوی او را برنمیتابیدند موفق بیرون آمد و برکناریاش هنوز در کارنامه ستارگانی که در این مسیر کوشا بودند، لکه انداخته است. * آوازهخوان نه آواز! چه جالب خواهد بود که اگر در بررسی مسیر دراگان علاوه بر اشاره به النصر عربستان، به خونه به خونه تیمی از شهر بابل اشاره کنیم. تیمی متعلق به لیگ دسته اول ایران که اسکوچیچ در یکی از پرهیجانترین ادوار تاریخ این لیگ صعود را به صورت بحثبرانگیزی به تیم رقیب باخت و همه آن نکات باریکتر از مو و ادعاها علیه آخرین هفته در شادی بزرگ بازگشت نساجی به لیگ برتر گم شد. او در آنجا تیمی ساخت که در فصل 19 بازیکن آن به تیمهای لیگ برتری پیوستند و اکثرا هنوز در لیگ به بازی مشغولند. او با خونه به خونه به فینال جام حذفی هم صعود کرد و بدون هفت بازیکن اصلی بازی پایانی را 1-0 به استقلال شفر باخت. کارنامهای درخشان در باشگاهی با یک زمین تمرین مرغ و استادیومی که هر سال خبری از کاشت چمن در آن مخابره میشود. در واقع گرچه کلیدواژه خونهبهخونه به سوژهای برای تحقیر او در سمت سرمربی تیم ملی بدل شد اما او همانجا هم عالی بود. * در اولین بازی خانگی تراکتور در فصل پیش مقابل پرسپولیس تیم او با گل تماشایی شجاع پیش افتاد. کاپیتان بجای شادی به سمت مرکز زمین دوید. پیامی برای سکوها که در هفته دوم روی پا ایستاده و او را تشویق میکردند، درحالیکه فاصله سرخپوشان با تیمهای باثباتتر مثل سپاهان و پرسپولیس و استقلال کمتر میشد و حتی از آنها سبقت میگرفت. یک سال و نیم در تبریز و نتیجه؟ او تیم بیرمقی را که از مربیان پیشین تحویل گرفته بود، ۶۸ بازی ، چهل برد، 18 مساوی و ده باخت. با 132 گل زده و 59 گل خورده. *تیمی که آن روزها را پشت سر گذاشته و از خود الکتریسیتهای تولید میکند و پرانرژی و تهاجمی بازی میکند. فوتبال عمودی تراکتور در آخرین بازی تحت انقیاد اسکو در قطر مقابل الغرافه یکی از بهترین نمایشهای یک تیم ایرانی در آسیا بوده است.تراکتور در این مدت نسخهای خاص از فوتبال را مبتنی بر پاسهای کوتاه و حملات مکرر و بازپس گیری توپ و گلزنی ارائه کرده و اگر بدشانس نبود شاید پارسال هم میتوانست یک جام آسیایی در سطح دوم نیز به افتخارات خود اضافه کند. تیمی که حالا علاوه بر کنترل بازی میداند کجا توپ را بدزدد و از کدام سمت ضربه بزند. * دیروز امیرحسین حسینزاده در نشست مطبوعاتی پس از پیروزی مقابل الغرافه دراگان اسکوچیچ را اینطور توصیف کرد: مردی که تراکتور را به آرزوهایش رساند. خود امیرحسین نماد این دگردیسی در تبریز است. مهاجمی پس از یک فصل نیمکتنشینی زیرنظر خمس که در از ابتدای فصل گذشته مکررا گل زده و شایسته عنوان بهترین است. و فقط نه او؛ مهدی هاشمنژاد و محمد نادری. با خریدهای کمهزینه و عالی و البته ایجاد کننده بستری برای شجاع، دانیال، ترابی . یک بار گفته بود: کیفیت وجود داشت فقط باید آزاد میشد.آنها بهترین خط حمله، دفاع و اغلب عناوین فردی لیگ را نیز به خود اختصاص دادهاند. *سه ماه پیش وقتی برای اهدای جایزه مربی سال با تاخیر به تبریز رفته بودیم، او همکارانش را در اتاق بیلیارد و بازی هتل تراکتور جمع کرد و در یک عکس دستهجمعی جایزه بهترین مربی سال را مدیون تلاشهای جمعی این تیم دانست.آنها از صبح تا شب یکسره در اتاق بزرگی در سمت مقابل دور هم جمع میشدند و از فوتبال میگفتند. در این بین کمی قهوه و استراحت؛ اما دوباره کار برای جا انداختن باور بهترین تیم ایران. عنوانی که غالبا به تراکتور نمیرسید اما حالا بدل به توقع طبیعی هواداران شده است. * دراگان اسکوچیچ الگویی برای همه مربیان خارجی شاغل در فوتبال ایران است. موفق، خوش اخلاق، توصیه ناپذیر و ... انسان. تلخیهای چند روز آخر فراموش خواهد شد و تصویر نهایی او از آخرین دوره حضور در فوتبال ایران، عکسی است که با دختر و همسرش با مدال و جام قهرمانی در اهواز گرفته است. مردی که با کار و موفقیت همه دشمنان قسم خورده خود را به تحسین واداشت و هزاران هوادار را بابت جدایی از باشگاهش ناراحت و حیرتزده کرد.اگر روزی کسی خواست مقالهای درباره ریبرندینگ در فوتبال بنویسد، چه کسی بهتر از دراگان. پژمان راهبر
دیدگاهتان را بنویسید