به گزارش ورزش سه، وبسایت Knate کره جنوبی در یادداشتی انتقادی نوشت:...
به گزارش ورزش سه، وبسایت Knate کره جنوبی در یادداشتی انتقادی نوشت: کیلیگ (سطوح یک و دو) سالهاست عنوان «حرفهای» را یدک میکشد اما پرسش اصلی این است که این حرفهایگری دقیقاً بر چه اساسی تعریف شده است؟ در فوتبال حرفهای، هوادار مشتری است و بقای صنعت به رضایت او وابسته است، اما ساختار اقتصادی لیگ کره نشان میدهد وابستگی اصلی نه به بلیتفروشی و بازار، بلکه به بودجه شرکتهای مادر و شهرداریهاست. ریشه این وضعیت به سال ۱۹۸۳ بازمیگردد؛ زمانی که لیگ بدون زیرساخت مشخص و بیشتر با اهداف غیر ورزشی شکل گرفت. سالها طول کشید تا مفهوم ورزشگاه خانگی و پایگاه هواداری تثبیت شود. پس از جام جهانی ۲۰۰۲ نیز موج تشکیل باشگاههای وابسته به دولتهای محلی آغاز شد. امروز از ۲۹ تیم حاضر در دو سطح اول، ۱۹ باشگاه بدون تزریق بودجه عمومی عملاً توان ادامه حیات ندارند. در این میان تنها دو مجموعه خصوصی طی دو دهه اخیر اقدام به تأسیس باشگاه کردهاند. وقتی حقوق مربیان و بازیکنان از محل حمایتهای سازمانی تأمین میشود و نه از درآمد مستقیم بازار، طبیعی است که فشار چندانی برای تغییر مدل اقتصادی وجود نداشته باشد. دوران کرونا این واقعیت را عیانتر کرد؛ در حالی که بسیاری از لیگهای دنیا با بحران مالی روبهرو شدند، ساختار کیلیگ تقریباً بدون آسیب جدی ادامه داد. میانگین تماشاگر و درآمد بلیت، تعیینکننده سرنوشت باشگاهها نبود. در چنین فضایی، نشست اخیر فدراسیون فوتبال کره درباره توسعه داوری نیز بیش از آنکه امید ایجاد کند، پرسش به همراه داشت. در این نشست که بهصورت زنده پخش شد، مسئولان داوری از مشکلات ساختاری، کمبود بودجه و ضرورت اصلاح سیستم سخن گفتند و حتی بابت اشتباهات گذشته عذرخواهی شد. پیام اصلی روشن بود؛ داوران در شرایط سخت کار میکنند و برای بهبود، زمان و سرمایه لازم است. اما تنها یک ماه تا آغاز فصل جدید باقی مانده است. هواداری که بلیت میخرد و وقتش را صرف حضور در ورزشگاه میکند، بیش از توضیح درباره مشکلات ساختاری، تضمین کیفیت میخواهد. پرسش او ساده است: در فصل ۲۰۲۶ چه تغییری رخ میدهد تا اشتباهات تأثیرگذار داوری تکرار نشود؟ پاسخ مسئولان بیشتر بر دورههای آموزشی، استفاده گستردهتر از VAR و برگزاری کلاسهای بازآموزی تأکید داشت؛ وعدههایی که در عمل باید سنجیده شود. مسئله فقط داوری نیست. فوتبال حرفهای تنها به تمرین بازیکن محدود نمیشود؛ زمین استاندارد، چمن باکیفیت، امکانات مناسب ورزشگاه و مدیریت اجرایی دقیق بخشی از همان تعریف حرفهایگری است. با این حال، لیگ کره با وجود تثبیت سیستم صعود و سقوط و حتی برنامه توسعه تا سطوح پایینتر، هنوز در برخی زیرساختهای پایه با تردید روبهروست. در دورانی که مخاطب با هزینهای اندک به انبوهی از محتوای باکیفیت جهانی دسترسی دارد، رقابت فقط در زمین مسابقه نیست. اگر کیفیت محصول پایین بیاید، مشتری بدون تعارف مسیر دیگری را انتخاب میکند. در اقتصاد حرفهای، هیچ صنعتی نمیتواند از مخاطب بخواهد با ضعفها کنار بیاید. فوتبال هم از این قاعده مستثنی نیست؛ هوادار قدیس نیست که همیشه ببخشد و بماند.
دیدگاهتان را بنویسید