به گزارش "ورزش سه"، پسگرفتن شکایت باشگاه استقلال از فرشید سمیعی...
به گزارش "ورزش سه"، پسگرفتن شکایت باشگاه استقلال از فرشید سمیعی و احمد شهریاری، تصمیمی است که بیش از هر چیز، علامت سؤالهای تازهای درباره رویکرد مدیریتی علی تاجرنیا ایجاد کرده؛ مدیری که چند ماه قبل با صراحت وعده داده بود دوره جدید هیئتمدیره قرار است «ساختارشکن» باشد و برای اولینبار بابت خطاهای مدیریتیِ گذشته، مسیر حقوقی تا انتها دنبال شود. استقلال در ماجرای دو بازیکن بوسنیایی (کیوسفسکی و زیلیکیچ) متحمل خسارت سنگین شد، پروندهای که به محکومیت باشگاه در فیفا انجامید و حتی خود استقلال هنگام ثبت شکایت، رقم ضرر را تا حوالی یک میلیون یورو برآورد کرده بود. حالا سؤال ساده است: اگر این خسارت واقعاً به باشگاه و در نهایت به بیتالمال تحمیل شده، چرا مسیر پیگیری قضایی ناگهان متوقف شده است؟ اصل ماجرا هم روشن است. دو بازیکن بوسنیایی در سال ۱۴۰۳ و در دورهای جذب شدند که وضعیت نیمکت استقلال نامعلوم بود و گفته میشد جذبشان بیشتر از آنکه فنی باشد، محصول تصمیم مدیران وقت است. یکی بدون اینکه حتی وارد لیست تیم شود قراردادش فسخ شد، دیگری هم با وجود حضور در لیست، بدون یک دقیقه بازی کنار گذاشته شد و نهایتاً پای فیفا وسط آمد و باشگاه محکوم شد. استقلال چند ماه بعد، با استناد به «مسئولیت مدنی و مدیریتی» مدیران وقت، از سمیعی و شهریاری شکایت کرد؛ شکایتی که اگر واقعاً از سر دفاع از حق باشگاه بود، باید تا روشن شدن نتیجه ادامه پیدا میکرد. اما حالا خبر پسگرفتن آن شکایت، شبیه عقبنشینی از همان وعدهای است که تاجرنیا بابتش امتیاز رسانهای گرفته بود. همین تضاد، سوخت اصلی انتقادهاست؛ چون تاجرنیا دقیقاً همان زمان گفته بود «بهای خطای مدیریتی باید پرداخت شود»، حتی اگر عمدی نبوده باشد. پس وقتی شکایت پس گرفته میشود، افکار عمومی حق دارد بداند چه اتفاقی افتاده: آیا توافقی پشتپرده انجام شده؟ آیا پرونده از نظر حقوقی شانس موفقیت نداشته؟ آیا مصلحتی بیرون از فوتبال دخیل بوده؟ یا اساساً مدیران فعلی ترجیح دادهاند وارد زمین مینگذاریشدهای نشوند که ممکن است فردا علیه خودشان هم به کار بیاید؟ کنایه دیشب محمدحسین میثاقی دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشت؛ جایی که گفت اگر «یک میلیون دلار» برای باشگاه عدد کوچکی نیست و حق باشگاه و بیتالمال است، پس چرا پس از آن همه تأکید بر پیگیری «سفت و سخت»، ناگهان همه چیز جمع شد؟ میثاقی عملاً این پرسش را به زبان ساده مطرح کرد که چگونه میشود از یک طرف شعار شفافیت و برخورد با مدیران گذشته داد، اما از طرف دیگر، در اولین پرونده پر سر و صدا، مسیر شکایت را نیمهکاره رها کرد. حتی اگر بخشی از حرفهای او رنگ و بوی طعنه داشته باشد، صورت مسئله عوض نمیشود: تصمیمی به این بزرگی، بدون توضیح، به اعتماد هوادار ضربه میزند. موضوع وقتی تندتر میشود که استقلال در همین ماهها با چند پرونده پرابهام دیگر هم روبهرو بوده؛ از ماجراهای نقلوانتقالاتی و قراردادها گرفته تا پروندههای خارجیها. از داستان عدم توافق با منتظر محمد، بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی باشگاه و ضرر هنگفت و بزرگ به تیم گرفته تا موضوع بند فسخهای ارزان در قراردادهای ستارههای تیم، جدایی دیدیه اندونگ، نارضایتی ساپینتو و چندین و چند مشکل دیگر. در چنین فضایی، پسگرفتن شکایت از مدیران قبلی، برای بخشی از افکار عمومی این شائبه را ایجاد میکند که «مرز پاسخگویی» در باشگاه، کشسان و وابسته به مصلحت روز است؛ امروز علیه مدیران گذشته شعار میدهیم، فردا برای آرام کردن فضا، همان پرونده را میبندیم. اگر تاجرنیا میخواهد این تصمیم به عنوان عقبنشینی یا معامله تعبیر نشود، یک راه بیشتر ندارد: شفاف توضیح دهد چرا شکایت پس گرفته شد و آیا در قبال آن، حقی از باشگاه استیفا شده یا نه. آیا اساساً این خبر صحت دارد یا یکی از خبرگزاریهای کشور در انتشار چنین خبری مرتکب اشتباه شده است؟ چون استقلال اگر قرار است واقعاً از دوره تصمیمهای پرهزینه عبور کند، باید نشان دهد هزینه خطاها از جیب باشگاه میرود یا از جیب مدیرانی که امضا کردهاند، وگرنه وعده «برخورد با مدیران گذشته» هم مثل خیلی از شعارهای فوتبال ایران، فقط تیتر میشود و بعد به بایگانی میرود.
دیدگاهتان را بنویسید