• صفحه نخست
  • دسته بندی ها

  • حسن یزدانی
  • کشتی
  • فوتبال
  • هادی چوپان
  • تکواندو
  • جودو
  • پرورش اندام و بدنسازی
  • استقلال
  • بوکس
  • پرسپولیس
  • فوتسال
  • فوتبال ساحلی
  • رونالدو
  • بسکتبال
  • رئال مادرید
  • بارسلونا
  • هندبال
  • تنیس
  • لیونل مسی
  • اتومبیل رانی
  • منچسترسیتی
  • وزنه برداری
  • چلسی
  • تنیس روی میز
  • آث میلان
  • والیبال
  • بایرن مونیخ
  • مهدی طارمی
  • موتورسواری
  • تیراندازی
  • یوونتوس
  • تیراندازی با کمان
  • آرسنال
  • کامران قاسم پور
  • کاراته
  • ووشو
  • شمشیربازی
  • دوچرخه سواری
  • دو و میدانی
  • هاکی
  • شنا
  • بدمینتون
  • قایقرانی
  • ژیمناستیک
  • بولینگ
  • گلف
  • بیسبال
  • قایقرانی سرعتی (کنو)
  • کبدی
  • کوهنوردی
  • بیلیارد و اسنوکر
  • بسکتبال با ویلچر
  • واترپلو
  • اسکیت برد
  • اسکی
  • اسکواش
  • اسکیت
  • شطرنج
  • والیبال نشسته
  • سوارکاری
ابراسپورت
  • صفحه نخست
  • وبلاگ
پخش زنده

قلب نواک در بولونیا؛ ادای احترام به مردی که از او اسطوره ساخت به...

23:08 1404/08/30
ارسال شده توسط tasnim
" تنیس

قلب نواک در بولونیا؛ ادای احترام به مردی که از او اسطوره ساخت به گزارش خبرگزاری تسنیم، «من باید همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم.» این جمله‌ای است که نواک جوکوویچ با بغضی پنهان بر زبان آورد؛ جمله‌ای که نشان می‌دهد چرا نیکولا پیلیچ، مربی افسانه‌ای نسل طلایی تنیس یوگسلاوی برای او بیش از یک معلم بود؛ او بخشی از هویت و مسیر زندگی‌اش بود.نواک که پس از قهرمانی در مسابقات ATP 250 آتن به‌ ظاهر فرصتی نادر برای استراحت پیدا کرده بود، تعطیلاتش را در یونان نیمه‌کاره رها کرد. با وجود خستگی و آسیب‌دیدگی که او را وادار به انصراف از فینال ATP تورین کرده بود، بی‌درنگ راهی بولونیا شد. در آنجا، در حاشیه جام دیویس مراسمی برای بزرگداشت نیکولا پیلیچ برگزار می‌شد؛ مراسمی که از نظر نواک تنها یک گزینه نبود، بلکه یک وظیفه عاطفی و اخلاقی بود.در کنار جوکوویچ چهره‌های برجسته‌ای همچون بوریس بکر، ویکتور ترویکی و ایوان لیوبیچیچ حضور داشتند. این سه نفر به‌ همراه نواک نمایندگان سه نسل متفاوت از تنیس مردان بودند که همه در مقطعی از زندگی ورزشی‌شان از علم، تجربه و سخت‌گیری‌های آمیخته به مهربانی پیلیچ بهره‌مند شده بودند. پیلیچ نه فقط یک مربی بزرگ، بلکه چهره‌ای تاریخی بود: نخستین کاپیتانی که توانست با سه تیم ملی مختلف آلمان در سال‌های 1988، 1989 و 1993، کرواسی در 2005 و صربستان در 2010 قهرمان جام دیویس شود. کمتر مربی‌ در تاریخ این ورزش چنین پراکندگی جغرافیایی، فرهنگی و نسلی داشته است و این خود گواهی بر کاریزما، دانش و نفوذ شخصیتی اوست.فراتر از این عناوین، تأثیر واقعی پیلیچ در گستره‌ای دیده می‌شود که کمتر مربی‌ به آن دست یافته است: بیش از چهل بازیکن از میان 100 تنیسور برتر رنکینگ ATP روزی زیر سقف مدرسه مربیگری او تربیت شده‌اند اما در میان همه این نام‌ها، دو نفر همچون دو ستاره قطبی همیشه پررنگ‌ترند: نواک جوکوویچ و گوران ایوانیسویچ.پیلیچ و نواک؛ رابطه‌ای فراتر از مربی و شاگرد اهمیت پیلیچ در زندگی جوکوویچ چنان عمیق است که نمی‌توان آن را با واژه‌هایی مثل «مربی»، «استاد» یا حتی «مشاور» توصیف کرد. این رابطه برای نواک، ریشه‌ای‌تر و خصوصی‌تر بود.نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ نواک که پس از قهرمانی در مسابقات ATP 250 آتن به‌ ظاهر فرصتی نادر برای استراحت پیدا کرده بود، تعطیلاتش را در یونان نیمه‌کاره رها کرد. با وجود خستگی و آسیب‌دیدگی که او را وادار به انصراف از فینال ATP تورین کرده بود، بی‌درنگ راهی بولونیا شد. در آنجا، در حاشیه جام دیویس مراسمی برای بزرگداشت نیکولا پیلیچ برگزار می‌شد؛ مراسمی که از نظر نواک تنها یک گزینه نبود، بلکه یک وظیفه عاطفی و اخلاقی بود.در کنار جوکوویچ چهره‌های برجسته‌ای همچون بوریس بکر، ویکتور ترویکی و ایوان لیوبیچیچ حضور داشتند. این سه نفر به‌ همراه نواک نمایندگان سه نسل متفاوت از تنیس مردان بودند که همه در مقطعی از زندگی ورزشی‌شان از علم، تجربه و سخت‌گیری‌های آمیخته به مهربانی پیلیچ بهره‌مند شده بودند. پیلیچ نه فقط یک مربی بزرگ، بلکه چهره‌ای تاریخی بود: نخستین کاپیتانی که توانست با سه تیم ملی مختلف آلمان در سال‌های 1988، 1989 و 1993، کرواسی در 2005 و صربستان در 2010 قهرمان جام دیویس شود. کمتر مربی‌ در تاریخ این ورزش چنین پراکندگی جغرافیایی، فرهنگی و نسلی داشته است و این خود گواهی بر کاریزما، دانش و نفوذ شخصیتی اوست.فراتر از این عناوین، تأثیر واقعی پیلیچ در گستره‌ای دیده می‌شود که کمتر مربی‌ به آن دست یافته است: بیش از چهل بازیکن از میان 100 تنیسور برتر رنکینگ ATP روزی زیر سقف مدرسه مربیگری او تربیت شده‌اند اما در میان همه این نام‌ها، دو نفر همچون دو ستاره قطبی همیشه پررنگ‌ترند: نواک جوکوویچ و گوران ایوانیسویچ.پیلیچ و نواک؛ رابطه‌ای فراتر از مربی و شاگرد اهمیت پیلیچ در زندگی جوکوویچ چنان عمیق است که نمی‌توان آن را با واژه‌هایی مثل «مربی»، «استاد» یا حتی «مشاور» توصیف کرد. این رابطه برای نواک، ریشه‌ای‌تر و خصوصی‌تر بود.نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ در کنار جوکوویچ چهره‌های برجسته‌ای همچون بوریس بکر، ویکتور ترویکی و ایوان لیوبیچیچ حضور داشتند. این سه نفر به‌ همراه نواک نمایندگان سه نسل متفاوت از تنیس مردان بودند که همه در مقطعی از زندگی ورزشی‌شان از علم، تجربه و سخت‌گیری‌های آمیخته به مهربانی پیلیچ بهره‌مند شده بودند. پیلیچ نه فقط یک مربی بزرگ، بلکه چهره‌ای تاریخی بود: نخستین کاپیتانی که توانست با سه تیم ملی مختلف آلمان در سال‌های 1988، 1989 و 1993، کرواسی در 2005 و صربستان در 2010 قهرمان جام دیویس شود. کمتر مربی‌ در تاریخ این ورزش چنین پراکندگی جغرافیایی، فرهنگی و نسلی داشته است و این خود گواهی بر کاریزما، دانش و نفوذ شخصیتی اوست.فراتر از این عناوین، تأثیر واقعی پیلیچ در گستره‌ای دیده می‌شود که کمتر مربی‌ به آن دست یافته است: بیش از چهل بازیکن از میان 100 تنیسور برتر رنکینگ ATP روزی زیر سقف مدرسه مربیگری او تربیت شده‌اند اما در میان همه این نام‌ها، دو نفر همچون دو ستاره قطبی همیشه پررنگ‌ترند: نواک جوکوویچ و گوران ایوانیسویچ.پیلیچ و نواک؛ رابطه‌ای فراتر از مربی و شاگرد اهمیت پیلیچ در زندگی جوکوویچ چنان عمیق است که نمی‌توان آن را با واژه‌هایی مثل «مربی»، «استاد» یا حتی «مشاور» توصیف کرد. این رابطه برای نواک، ریشه‌ای‌تر و خصوصی‌تر بود.نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ پیلیچ نه فقط یک مربی بزرگ، بلکه چهره‌ای تاریخی بود: نخستین کاپیتانی که توانست با سه تیم ملی مختلف آلمان در سال‌های 1988، 1989 و 1993، کرواسی در 2005 و صربستان در 2010 قهرمان جام دیویس شود. کمتر مربی‌ در تاریخ این ورزش چنین پراکندگی جغرافیایی، فرهنگی و نسلی داشته است و این خود گواهی بر کاریزما، دانش و نفوذ شخصیتی اوست.فراتر از این عناوین، تأثیر واقعی پیلیچ در گستره‌ای دیده می‌شود که کمتر مربی‌ به آن دست یافته است: بیش از چهل بازیکن از میان 100 تنیسور برتر رنکینگ ATP روزی زیر سقف مدرسه مربیگری او تربیت شده‌اند اما در میان همه این نام‌ها، دو نفر همچون دو ستاره قطبی همیشه پررنگ‌ترند: نواک جوکوویچ و گوران ایوانیسویچ.پیلیچ و نواک؛ رابطه‌ای فراتر از مربی و شاگرد اهمیت پیلیچ در زندگی جوکوویچ چنان عمیق است که نمی‌توان آن را با واژه‌هایی مثل «مربی»، «استاد» یا حتی «مشاور» توصیف کرد. این رابطه برای نواک، ریشه‌ای‌تر و خصوصی‌تر بود.نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ فراتر از این عناوین، تأثیر واقعی پیلیچ در گستره‌ای دیده می‌شود که کمتر مربی‌ به آن دست یافته است: بیش از چهل بازیکن از میان 100 تنیسور برتر رنکینگ ATP روزی زیر سقف مدرسه مربیگری او تربیت شده‌اند اما در میان همه این نام‌ها، دو نفر همچون دو ستاره قطبی همیشه پررنگ‌ترند: نواک جوکوویچ و گوران ایوانیسویچ.پیلیچ و نواک؛ رابطه‌ای فراتر از مربی و شاگرد اهمیت پیلیچ در زندگی جوکوویچ چنان عمیق است که نمی‌توان آن را با واژه‌هایی مثل «مربی»، «استاد» یا حتی «مشاور» توصیف کرد. این رابطه برای نواک، ریشه‌ای‌تر و خصوصی‌تر بود.نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ پیلیچ و نواک؛ رابطه‌ای فراتر از مربی و شاگرد اهمیت پیلیچ در زندگی جوکوویچ چنان عمیق است که نمی‌توان آن را با واژه‌هایی مثل «مربی»، «استاد» یا حتی «مشاور» توصیف کرد. این رابطه برای نواک، ریشه‌ای‌تر و خصوصی‌تر بود.نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ نخستین قدم‌های نواک در مسیر حرفه‌ای‌اش، سال 1999، زمانی که تنها 12 سال داشت، در آکادمی نیکولا پیلیچ در مونیخ برداشته شد. او در آن روزها خانه، خانواده و کشور جنگ‌زده خود را ترک کرد و وارد جهانی شد که تنها نقطه اتکایش، مربی‌ بود که به سرعت به تکیه‌گاه عاطفی او تبدیل شد.جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ جوکوویچ بارها در مصاحبه‌هایش پیلیچ را «پدر تنیس» خود خوانده است. این توصیف اغراق نیست، زیرا پیلیچ نه‌تنها تکنیک و تاکتیک را به او آموخت، بلکه ذهنیت جنگنده و اراده شکست‌ناپذیری را در روح نواک حک کرد؛ دقیقاً همان خصوصیاتی که بعدها او را به قهرمان 24 گرنداسلم تبدیل کرد.نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ نواک معمولاً در مراسم خاکسپاری حضور نمی‌یابد، او خود اعتراف می‌کند که از مواجهه مستقیم با غم و فقدان می‌گریزد. حتی در مراسم پدربزرگش شرکت نکرد اما این‌بار، درباره پیلیچ، هیچ تردیدی به خود راه نداد. این انتخاب خود نشان‌دهنده عمق رابطه آن دو است.صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ صدای نواک از مراسم بولونیا؛ احترام، اندوه و ادای دین او در گفت‌وگویی با وب‌سایت رسمی ATP، با چهره‌ای آرام اما اندوهگین گفت: لحظه‌ای بسیار تأثیرگذار بود. نیکولا برای من و خانواده‌ام هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای جایگاهی بی‌بدیل داشت. او پدر تنیس من بود؛ همان‌طور که دوست دارم او را صدا بزنم. کسی که نقشی اساسی در پیشرفت من، هم به‌ عنوان یک بازیکن و هم به‌عنوان یک انسان داشت. خبر درگذشت او قلبم را شکست. مراسم تشییع‌ پیکرش یکی از سخت‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام بود اما میراث او محو نمی‌شود؛ نه برای من، نه برای تنیس. تا زمانی که بازی می‌کنم و حتی بعد از آن، نام او را زنده نگه خواهم داشت.او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ او در ادامه تأکید کرد که پیلیچ نه فقط برای شاگردانش، بلکه برای کل جامعه تنیس، یک ستون هویتی بوده است؛ الگویی از سخت‌کوشی، اخلاق حرفه‌ای و انسانیت.پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ پیلیچ در نگاه نواک؛ الگویی برای میراث او در مصاحبه مشهور نواک با پیرس مورگان وقتی از او پرسیده شد دوست دارد میراثش چگونه در تاریخ ثبت شود، باز هم نام پیلیچ بر زبانش آمد. چیزی که نشان می‌دهد پیلیچ نه‌ فقط بخشی از گذشته نواک، بلکه معیاری برای آینده اوست.او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ او گفت: مراسم تشییع پیلیچ در سپتامبر، نخستین مراسمی بود که در آن حضور پیدا کردم. همیشه از احساسات فرار می‌کردم، حتی مراسم پدربزرگم هم نرفتم اما چیزی که درباره او مرا بیش از همه تحت تأثیر قرار داد، ارتباط انسانی بود که ایجاد می‌کرد. مردم درباره دستاوردهای ورزشی‌اش حرف نمی‌زنند؛ درباره شخصیتش، نحوه برخوردش با آدم‌ها، نقشی که در تغییر مسیر جوانان داشت صحبت می‌کنند. من می‌خواهم همان‌طور که او بود، به یاد آورده شوم. این همان میراثی است که می‌خواهم از من باقی بماند.سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ سال‌های ساختن قهرمان؛ چهار سالی که نواک را شکل داد نواک چهار سال از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین سال‌های زندگی‌اش از 12 تا 16 سالگی را در آکادمی پیلیچ گذراند. این دوره، سال‌های شکل‌گیری بود؛ جایی که نه‌ فقط تکنیک، بلکه شخصیت او ساخته شد.پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ پیلیچ با سخت‌گیری‌های ویژه‌ای او را پرورش داد؛ نواک مجبور بود ساعت‌ها توپ را به دیوار بکوبد؛ تمرینی که برای خیلی‌ها تکراری و خسته‌کننده بود اما برای ساختن دقت و استقامت ضروری.برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ برای افزایش انعطاف‌پذیری مچ دست، ماه‌ها از کش‌های لاستیکی استفاده می‌کرد. پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ پیلیچ او را وارد فضای رقابتی شدیدی کرد؛ یکی از مهمترین مصاف‌های تمرینی او با ارنست گولبیس بود؛ تنیسوری که بعدها تا رتبه 10 جهان بالا رفت. تمرین‌های آنها فقط تمرین نبود؛ نبردی واقعی بود.همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ همین رقابت‌ها، همین سختگیری‌ها، همین روزهای طولانی و تکراری درونی‌ترین بخش‌های شخصیت قهرمانی نواک را ساختند؛ شخصیت و اراده‌ای که بعدها او را قادر کرد نه‌ فقط با بزرگان عصر خود فدرر و نادال برابر شود، بلکه از نظر عناوین و آمار از آنها پیشی بگیرد.جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ جوکوویچ هرگز فراموش نکرده که این مسیر از کجا شروع شد. او بارها یادآوری کرده که بدون پیلیچ چنین جایگاهی ممکن نبود و در بولونیا نیز همین حقیقت را با صدایی لرزان اما قاطع تکرار کرد: نیکولا پیلیچ برای من فقط مربی نبود؛ او بخشی از خانواده‌ام بود … بدون او، امروز اینجا نبودم. نمی‌توانستم مکان بهتری برای ادای احترام به تنها مربی‌ که با سه تیم مختلف جام دیویس برده، تصور کنم. از بولونیا ممنونم که این مراسم را به او اختصاص داد.جوکوویچ: برای موفقیت آسانسوری وجود ندارد، باید از پله‌ها بالا برویدانتهای پیام/ انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

جستجو برای:
نوشته‌های مشابه
  • آلکاراس سه برند جدید ثبت کرد؛ گام تازه به سوی امپراتوری تجاری به... 00:53 1404/09/07
  • زندگی پس از تور؛ آرامش، خلأ و آدرنالینی که جایگزین ندارد به گزارش... 17:09 1404/09/04
  • به گزارش ورزش سه، سینر، تنيس‌ور ایتالیایی درحالیکه با هواپیما... 20:56 1404/09/03
  • شاراپووا: بازگشت به تنیس؟ هرگز! به گزارش خبرگزاری تسنیم، ماریا... 15:40 1404/09/03
درباره ابراسپورت

ابراسپورت کاربردی‌ترین اپلیکیشن کشتی

با نصب اپلیکیشن ابر اسپورت به همه خدمات ورزش کشتی به صورت یکجا دسترسی دارید و می‌توانید خودتان به آخرین اخبار، ویدیوهای مسابقات، پخش زنده مسابقات در کمترین زمان دسترسی داشته باشید.

  •    
    اینستاگرام
صفحات ابر اسپورت
  • بلاگ
  • اخبار
  • آموزش
  • پخش زنده
  • فروشگاه
  • آرشیو مسابقات